تحقیقئ

 

 

دانشگاه جامع علمی کاربردی

موسسه علمی و فرهنگی شهرداری تهران

((حقوق متقابل مردم و حکومت))

نهج البلاغه خطبه 216

استاد : جناب آقای مجیدی

دانشجویان : آقای مجید پیکرزاده ، آقای علی اصغر منتظری

اردیبهشت 1391

 

 

*فهرست*

عنوان.....................................................................صفحه

چکیده...................................................................  3

کلیدواژه............................................................... 4

مقدمه.................................................................... 5

  -///-الف- حقوق اجتماعی.........................................................5

 -///-ب-حقوق متقابل رهبری و مردم...........................................6

 -///-ج-روابط سالم ومتقابل رهبر ومردم...... ..............................10

 نتیجه گیری ........................................... 11

پی نوشت .............................................. 12

منابع .................................................... 13

 

 

چکیده

 

 

در  این تحقیق وظیفه متقابل مردم و حکومت نسبت به همدیگر از زبان گوهربار " امام علی (ع) " به صورت خلاصه ذ کر گردیده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(((کلید واژه)))

1)            حق

2)            مردم

3)            حکومت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***  مقدمه  ***

جامعه و حکومت دو عنصر مکمل همدیگر هستند که  فقط در کنار هم معنای خود رابطور واقعی  میگیرند. و هر کدام اگر می خواهند دوام و پایداری داشته باشند واستقرارخودرا حفظ کنند باید هرکدام وظیفه خود را نسبت به دیگری بطور کامل انجام دهند این وظایف دارای آداب و شرایط و قانون خاص خود است که با کوچکترین اشتباهی منجر به تباهی و یا فساد هر یک می شود..

الف )حقوق اجتماعی

پس از حمد خداوند....

((خداوندسبحان برای من بر شما به جهت سرپرستی حکومت حقی قرار داده و برای شما همانند من حقی تعیین فرموده است پس حق گسترده تر از آن است که وصفش کنندولی بهنگام عمل، تنگنایی بی مانند دارد .

حق اگر به سود کسی اجرا شود ناگزیر  به زیان اونیزروزی بکاررود وچون به زیان کسی اجرا شود روزی  به سود او نیز جریان خواهد داشت. اگر بنا باشد حق به سود کسی اجرا شود و زیانی نداشته باشد این مخصوص خدای سبحان است نه دیگر آفریده ها، بخاطر قدرت الهی بر بندگان و عدالت او برتمام موجوداتی که فرمانش بر آنان جاریست لکن خداوند حق خود را بر بندگان اطاعت خویش قرار داده و پاداش آن را دوچندان کرده است ، از روی بخشندگی و گشایشی که خواسته به بندگان عطا فرماید))(1)

دراین خطبه از حق حضرت علی بر مردم و حق مردم بر ایشان و گستردگی حق از آن حضرت بیان فرمودند و همچنین حق مطلق را از آن خداوند دانسته نه دیگر آفریده هایش و خداوند از روی بخشندگی خواسته که آن را به بندگان عطا فرماید.

 ((دولت عالیترین نهاد سیاسی است که اقتدارات ملی را در دست دارد و حاکمیت آن کلیه نهادهای حاکم جامعه را در بر می گیرد، چنین قدرت برای حکومت وقتی منطقی و مقبول است که بر پایه قانونی استوار باشد که از منبع پذیرفته شده ای نشات گرفته و مشروعیت آن ملاک مقبولی داشته باشد.

در رژیمهای مردمی آراء عمومی منبع قدرت حکومت و به تعبیر دیگر دموکراسی ملاک مشروعیت آن شناخته شده است، در مورد حکومت اسلامی (1) نیز این سؤال مطرح است که منبع قدرت حکومت و ملاک مشروعیت آن کدام است؟ آیا در مشروعیت آن مردم نقش دارند یا نه؟ این مقاله برای رسیدن به پاسخ سؤال مطرح شده مسائل زیر را از دیدگاه نهج البلاغه مورد بررسی قرار داده است:

1- لزوم حکومت از این دیدگاه 2- مردم از منظر حکومت 3- حکمرانان خزانه دار و امین مردم اند 4- شرایط حاکم اسلامی 5- نقش مردم در گزینش حاکم. ))(2)

 

ب) حقوق متقابل رهبری و مردم

((پس خدای سبحان برخی از حقوق خود را برای بعضی از مردم واجب کرد و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخی از حقوق، برخی دیگر را واجب گرداند، و حقی برکسی واجب نمی شود مگر همانندآن را انجام دهد. و در میان حقوق الهی ، بزرگترین حق ،حق رهبربر مردم  و حق مردم بر رهبراست، حق واجبی که خدای سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد، وآن راعامل پایداری  پیوند ملت و رهبر، و عزت دین قرار داد. پس رعیت اصلاح نمی شود جز آن که زمامداران اصلاح گردندو زمامداران اصلاح نمی شوند، جز با درستکاری رعیت)) (3)

حضرت علی (ع) در این قسمت واجب نمودن حق و به اصلاح رعیت و درستکاری رعیت اشاره نموده اند و عامل پیوند ملت و رهبر را حق دانسته اند.

(( جمله دومی كه مولای متقیان در باره حق بیان میكند همان مسئله پیوستگی حق و وظیفه است. هر كجا حقّی است وظیفه ای است و هر كجا وظیفه ای است حقّی است. و به تعبیر دیگر هر كجا انسان حقّی دارد بر او حقّی دارند. هر كجا مدیون حقّی است، طلبكار حقّی نیز است. یعنی حق همیشه دو جانبه است. در هیج جا، حق یك جانبه وجود ندارد. حتّی خدا كه بالاترین حق را بر مردم دارد در برابر حقّ او، مردم هم بر خدایشان حقّی دارند كه حقّ هدایت، حقّ تعلیم، حقّ فرستادن پیامبران و حقّ ارسال كتب آسمانی است))(4)

((و آنگاه که مردم حق رهبری را اداء کنند ، و زمامدار حق مردم را بپردازد ، حق در آن جامعه عزت یابد، و راههای دین پدیدارو نشانه های عدالت برقرار، وسنت پیامبر(ص) پایدار گردد. پس، روزگار اصلاح شودو مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس می گردد. اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار، و نیرنگ بازی در دین فراوان میگردد، وراه گسترده سنت پیامبر(ص) متروک ، هواپرستی فراوان ، احکام دین تعطیل، و بیماری های دل فراوان شود. ))(5)

حضرت علی (ع) در این قسمت پیدایش راههای دینداری را بیان نموده اند همچنین اصلاح روزگار و وحدت کلمه و یاس دشمنان را اشاره نموده اند.

امام علی علیه السلام  درباره ی رابطه ی میان رهبر و مردم می فرماید:

«... و بزرگترین حقی که خدا واجب کرده است،حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است،حقوقی که خداوند بر هریک از این دو نسبت به هم واجب کرده و آن را سبب دوستی و الفت آنان و ارجمندی دینشان قرار داده است،مردم جز به صلاح حاکمان،اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم،نیکو نگردند،پس هنگامی که مردم،وظیفه ی خود را نسبت به حاکم انجام دادند و حاکم نیز حق آنان را ادا کرد،حق در بین این ها ارزشمند می شود».

 

امیر المومنین در سخنان خود،این حقوق را می شمرد و از آنها یاد می کند:

«ای مردم،همانا من به گردن شما حقی دارم و شما نیز بر من حقی دارید و اما حق شما بر من این است که شما را نصیحت و راهنمایی کنم و درآمد های بیت المال را به شایستگی بین شما تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و تربیت کنم تا یاد بگیرید، و اما حق من بر شما این است که شما به بیعت خود وفا کنید و مرا در پنهان و آشکار نصیحت و یاری کنید و هنگامی که شما را خواندم،اجابت کنید و هنگامی که فرمان دادم،اطاعت نمایید. (6)

((ومردم از اینکه حق بزرگی فراموش می شود یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می یابد ، احساس نگرانی نمی کنند پس در آن زمان نیکان خوار، وبدان قدرتمند می شوند، و کیفر الهی بر بندگان ، بزرگ و دردناک خواهد بود پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید درست است که هیچکس نمی تواند حق اطاعت خداوندی را چنانکه باید بگذارد لکن باید به مقدار توان ، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی ، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن ، و بر پا داشتن حق ، و یاری دادن بیکدیگر است هیچکس هر چند قدر او در حق بزرگ و ارزش او در دین بیشتر باشد ، بی نیاز نیست که او را در انجام حق یاری رسانند ، وهیچکس گر چه مردم او را خوار شمارند و در دیده ها بی ارزش باشد، کوچکتر ازآن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند یا دیگری به یاری او بر خیزد.)) (7)

حضرت علی (ع) بالاترین کیفر را کیفر الهی معرفی می کند و به نصیحت و همکاری دعوت میکند و قاصر بودن بندگان در ادای حق اطاعت از خدا را بیان نموده که هر کس به حد توان خود باید انجام دهدو هیچ چیزی را بی ارزشتر از انجام ندادن حق ندانسته است .

((در این معنا حق در مقابل باطل و ضلال بوده و یکی از اسمای حسنای خداوند (حق تعالی) است. حق در این معنا به صورت غیر اضافی استعمال می‌شود و صفت اعتقاد، قول و فعل واقع می‌شود))(8)

((کسی که از عظمت خدا در جانش بزرگ ، و منزلت او در قلبش والاست ، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد. و از او سزاوار تر کسی که نعمتهای خدا را فراوان در اختیار دارد ، و برخوان احسان خدا نشسته است زیرا نعمت خدا بر کسی بسیار نگردد جز آنکه حقوق الهی بر او فراوان باشد)). (9)

بی ارزش شمردن دنیاو خوان خداوند را بالاترین نعمت می داند

((سپس در جمله ای زیبا مى فرماید: «و تلاشگران و کوشش کنندگان حقّ او را ادا نمى کنند هر چند خود را به بیفکنند» (وَلا یُؤدّی حَقَّهُ الُْمجْتَهِدونَ)

این جمله در حقیقت نتیجه اى است از جمله سابق، زیرا وقتى نتوان نعمتهاى او را احصا کرد، چگونه مى توان حق او را ادا نمود؟

 و به تعبیر دیگر حقّ او به اندازه عظمت ذات اوست و شکر و حمد ما به مقدار توان ناچیز ماست و به همین دلیل این، جوابگوى آن نخواهد بود.

 نه تنها در مقام عمل از مدح و ثنا و اداى حقّ او عاجزند که در مقام اندیشه و تفکّر نیز از درک ذاتش ناتوانند))(10)

 

 

 

ج) روابط سالم و متقابل رهبر و مردم

مردم :  پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برندآنها دوستدار ستایش اند وکشور داری  آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد(a)و خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم  و خواهان شنیدن آن می باشم  سپاس خدا را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست می داشتم آن را رها میکردم به خاطر فروتنی در پیشگاه خداوندسبحان  و بزرگی و بزرگواری  فقط تنها سزاوار خداوند است .

گاهی مردم ستودن افرادی را   برای کار و تلاش روا می دانند اما من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مستایید.(b)  تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم و حقوقی که مانده است بپردازم و واجباتی که بر عهده من است و باید انجام گیرد ادا کنم پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن می گویند حرف نزنید و چنان که از آدم های خشمگین کناره میگیرنددوری نجویید وبا ظاهر سازی با من رفتار نکنیدو گمان نبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران  می آید و یا در پی بزرگنشان دادن خویشم زیرا کسی  که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت در او مشکل باشد عمل کردن به آن برای او دشوارترخواهد بود.(c) پس از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید زیرا خودرا برتر از آن که اشتباه کنم(d) و ازآن ایمن باشم نمیدانم، مگر آنکه خداوند مراحفظ فرماید. پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست. او مالک ما و مارا بر نفس خود اختیاری نیست . ما را از آن چه بودیم ، خارج بدانچه صلاح ما بود در آورد به جای گمراهی، هدایت ،و به جای کوری ، بینایی به ما عطا فرمود. (11)

حضرت علی (ع) در خصوص کبر و خودپسندی صحبت نمودند و دوری جستن از این اخلاق زشت و فروتنی را در درگاه سبحان اشاره نموده اند و همچنین سخن گفتن با پادشاهان سرکش را عنوان کرده و از ظاهر سازی و اینکه خداوند حافظ همه انسانها و مالک بودن خداوند به هر چیزی را عنوان نموده اند.

***  نتیجه گیری  ***

در این خطبه (216) نهج البلاغه این وظایف به طور دقیق و با ظرافت خاص خود از زبان مولای متقیان علی (ع) ذکر گردیده شده و همچنین عواقب  دوری جستن از این وظایف و مزایای استفاده از این حقوق ذکر گردیده شده است .که اگر هر حکومت و کشوری حتی یک سرزمین غیر اسلامی به تعهدات آن عمل کند، بی شک به سرمنزل وجود خواهد رسید. با توجه به بعدحکومتی زمان حضرت علی (ع) و با توجه به قافله عظیم و خطرناک آن زمان ، مولای موتقیان با توجه به نکات نغز و گهربار خود راه روشن و چراغ هدایت رابرای تمام جوامع به آشکارا نشان داده که در جامعه اسلامی ایران امروز مرهم زخمها و تقویت روح و جسم اجتماع و حکومت بوده است. که بایستی هم ملت و هم حکومت در انجام تکالیف حقوقی خود و ادای وظایف خودبه همدیگر جاپای آن بزرگواربگذارند.

 

 

(((پی نوشت)))

_ a.  نفی تفکر : اگوئیسم Egoism   (خودپسندی، خودکامگی)

.b -   نفی تفکر اسنوبیسم ، اسنوبری snobbery _ snobbisme    (گرایش به ستودن های غلو آمیز)

   -c.  نفی تفکر دگماتیسم Dogmatism   (پذیرش چیزی بدون دلیل و برهان )

_d.  می پرسند اگر امام معصوم است چرا می فرماید، خودرابرتر از آن که اشتباه کنم نمی دانم؟ دو پاسخ مطرح است. اول آنکه امام فرمود: بدون کمک خدا از اشتباه مصون نمی باشم که خود اثبات عصمت است. دوم _ امام درتمام کارهای حکومتی  با مشاوران خود مشورت میکرد، و به رای و نظر آنها عمل می کرد. فرمانداری را نصب می کرد و بعدها مشخص می شد که آن شخص لایق نبوده ، اینگونه نبود که مشورت نکند یا در همه جا از علم غیب کمک بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

((( .......منابع........)))

1) خطبه 216  صفحه 315 بخش اول

2) حجت الاسلام "محمد صدوقی"  بیاناتی ازامام علی(ع) صفحه 41                           

3)    خطبه 216  صفحه 315 بخش دوم

4)    "حقوق متقابل امام و رهبر" ایت الله مکارم شیرازی

5)    خطبه 216 صفحه 315 بخش سوم

6)    قرآن و تعالیم دینی سال سوم دبیرستان  صفحه 179 و 180

7)    خطبه 216 صفحه 315  بخش چهارم

8)    "صدرالمتالهین اسفار" سفر امام  ، منبع ثانی ، فصل اول، جلد یک صفحه 89

9)    خطبه 216  صفحه 315 و 316  بخش پنجم

10  ) کتاب پیام علی (ع) جلد یک صفحه 73  ایت الله مکارم شیرازی

11  ) خطبه 216  صفحه 316 بخش ششم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:21  توسط علی منتظری  |