تحقیقئ

ويژگي‌هاي اثربخشي ارتباطات

ارتباطات ميان فردي انسان‌ها، مي‌تواند در دو حد غايي بسيار اثر بخش و بسيار غير اثر بخش مطرح شود. در اين تحقیق به ويژگي‌هاي اثربخشي ارتباطات ميان فردي با توجه به هدف‌هاي انجام شده و رضایت ازعمل ارتباطي پرداخته شده که در بخش اول این ويژگي‌ها به پنج بخش عمده تفكيك‌ شده اند. بايد توجه داشت ‌درمرحله اول این بخش ها، به شکل كيفي به نظر مي ايند اما بايد گفت علاوه بر اين ويژگي‌هاي كيفي كه باعث افزايش اثربخشي ارتباطات مي‌شوند، بایستی كميت آنهارا نيز مد نظر قرار دهیم

البته ممكن است این پنج ویژگی به اثربخشي عمل ارتباطي منتهی نشود و نيز نبود آنها ممكن است به غير اثربخش بودن عمل ارتباطي ختم نشود. اما شكي در آن نيست كه به طور معني‌داري بر اثربخشي ارتباطی تأثير دارند.

 اين پنج ويژگي عبارتند از: «گشودگي»، «همدلي»، «حمايتگري»، «مثبت‌گرايي» و «تساوي».      

 در بخش دوم مقاله این ویژگی ها رابا ارتباطات رسمی وسازمانی واثر بخش بودن ان مورد مطالعه قرار می دهیم.

بخش اول:ویژگی های ارتباطی

1-گشودگی(Openness):

مفهوم گشودگي حداقل در سه جنبه اساسي ارتباطات ميان‌فردي اثر خود را بروز مي‌دهد.اولین موردی كه مي‌توان به آن اشاره کرد (خودگشودگي )است.

مقصود ازخود گشودگي (self-disclosure  ،اشتياق  داشتن)بوده . به معنای کاملتر «خودگشودگي» در برگيرنده اطلاعاتي است که در مورد خود شخص بوده و عنصری است كه به صورت طبيعي هرشخصی مي‌تواند آن را در بخش پنهان پنجره «جوهري» خود نگه دارد.

 در واقع هر كسی بخش عظيمي از اطلاعات  خود را كه مي‌تواند در فراگرد ارتباطات ميان‌فردي مؤثر واقع شود راپنهان كرده و در نهایت فراگرد ارتباطي را از مسير طبيعي خود خارج سازد

 

 این موضوع بیشتر با اعتماد به نفس افراد رابطه مستقیم دارد.همه افراد در جامعه ما (باچند استثتا پائولوژیک)  به یک نوعی به اعتماد به نفس نیاز دارند واین نیاز وتمایل برای ثبات  به صورتی پایدار معمولا به جهت ارزیابی  ازخود است ویا این شکل اعتماد به نفس برای احترام به دیگران مطرح  می شود.

دومين جنبه از گشودگي بيانگر اشتياق فرستنده پيام است. هيچ كس دوست ندارد كه ديگران در برابر او با گاردي بسته قرار گيرند. هر انساني  حق طبيعي خود مي‌داند كه  بفهمد ديگري در مقابل اعمال او چه عكس‌العملي از خود نشان مي‌دهد. هيچ چيز بدتر و دردآورتر از بي‌تفاوتي نيست. حتي عدم تفاهم و عدم توافق در بسياري از موارد از بي تفاوتي پذيرفتني‌تر است.

سومين جنبه از گشودگي كه براي اولين بار توسط «آرتور بوچنر» (Arthur Bocher)و «كليفورد كلي» (Clifford Kelley)مطرح شد با مفهوم تملك احساسات و تفكرات مرتبط است. با توجه به چنين مفاهيمي، گشودگي چنين تعبير مي‌شود كه شخص مورد نظر احساسات و تفكرات خود را كاملاًدر اختيار گرفته و خود به آنها واقف باشدو  بتواندمسئوليت آن را به عهده بگیردو به اطلاع دريافت كننده پيام برساند

2- همدلی(Empathy):

كلمه همدلي كه از زبان آلماني گرفته شده است به معني «با ديگري احساس کردن» است و در نقطه مقابل، «همدردي كردن» قراردارد. همدلي يعني ايجاد احساس مشترك با يكديگر. اگر ما توانايي همدلي با دیگران را بيابيم بي شك در وضعيتي خواهيم بود كه آنان را درك كنيم و دريابيم كه از كجا آمده‌اند و اينك در كجا هستند و به كجا خواهند رفت و يا مي‌خواهند بروند. براي به كارگيري همدلی در زندگي روزمره بايد سه مهارت ذیل را به کار برد:

1.پرهيز از ارزيابي و قضاوت رفتار طرف مقابل

2.درك خواسته‌ها و نيازها، آرزوها، آمال و توانايي‌هاي طرف مقابل(طرف مقابل را بفهمیم)

3. بايد بكوشيم آنچه ديگري بر اساس نگرش و توانايي خود تجربه كرده است ما نيز تجربه كنيم  

3- حمایت گری(Supportiveness):

يك رابطه ميان فردي مؤثر و قابل اتكاء رابطه‌اي است كه در يك فضاي حمايتگرانه شكل گرفته باشد. ارتباطات ميان فردي نمي‌تواند در يك فضاي توأم با هراس و تهديد  دوام يابد و دير يا زود به دشواري كشيده شده  ومنجر به گسستگي رابطه مي‌شود. یک فرد بالغ اگر در فضای  ترس ویا تنبیه قرار بگیرد وبه  دنیای خود فروبرود علاوه براینکه فرایندهای یادگیری اش رشد نخواهد کرددر برقراری ارتباط میان فردی با واژه حمایت گری نیز بیگانه خواهد بود.

در يك فضاي حمايتگر ارتباطي، سكوت ارزشي منفي نيست. بلكه سكوت بستري مناسب براي ايجاد فضاي مناسب و حمايتگرانه ارتباطي است علاوه بر سكوت، ارايه حالات توأم با همدلي، نه توأم با بي تفاوتي به فضاي مناسب براي ارتباط  حمايتگرانه كمك مي‌كند.  از ديگر فضاي مناسب حمايتگرانه مي‌توان از تساوي با ديگران يا مخاطبان ياد كرد وهر اندازه خود را از نظر رفتاري و پايگاه اجتماعي در تراز مخاطبان خود قرار بدهیم، فضاي حمايت‌گرانه موفق‌تری  خواهيم داشت.

4- مثبت گرایی(Positiveness):

اموزش کارمندان در طیف وسیعی از مهارت های عملکردی تحت تاثیر مثبت قرار دارد وهدایت این کارکنان وتعامل انها به عهده مدیرانی است که دارای مهارت ارتباطی هستند

يك ارتباط ميان فردي مؤثر، زماني رخ مي‌دهد كه علاوه بر موارد ياد شده از مثبت گرايي نسبي نیز بهره‌مند باشد. مثبت گرايي در يك ارتباط ميان فردي حداقل به سه جنبه تكيه دارد.

1.ارتباط ميان فردي زماني به درستي شكل مي‌گيرد كه احترام مثبتی براي خويشتن در نظر داشته باشيم.  فردي كه احساس ناخوشايندي نسبت به خود دارد بي ترديد اين احساس ناخوشيند را به نحوي به ديگران منتقل مي‌كند و در آنان نيز اين احساس منفي را شكل مي‌دهد.

2.ارتباطات ميان فردي زماني به درستي شكل مي‌گيرد كه احساس خوشايند خود رابه طرف مقابل منتقل كنيم. به عبارت ديگر این كافي نيست كه ما نسبت به كسي احساس خوشايندي داشته باشيم بلكه بايد اين احساس خوب را به ديگران انتقال دهيم و به آنان بفهمانيم كه احساس ما در مورد آنها چگونه است

3. عدم مشاهده تمايل و اشتياق از سوي مخاطب، فرستنده پيام را به سوي انصراف از ارتباط و گسستگي ارتباطي مي‌كشاند.

اساس  ارتباط این است که فرد می خواهد نیاز هر دو طرف را که از ان محروم هستند ،تقویت کرده ویک شکل مثبتی به ارتباط بدهد.

5- تساوی (Equality):

در هر وضعيتي احتمالا يك عدم تساوي خواهد بود. يك فرد ممكن است باهوش‌تر، قوي‌تر، ثروتمندتر، زيباتر و حتي سالم‌تر باشد. هرگز دو نفر از تمام جنبه‌ها با يكديگر مساوي نخواهند بود. با وجود اين عدم تساوي، ارتباطات ميان فردي عموماً زماني مؤثرتر خواهد بود كه فضاي حاكم، فضايي مبتني بر تساوي باشد. اين بدان معني نيست كه افراد غير یکسان نمي‌توانند ارتباط برقرار كنند. بدون شك آنها مي‌توانند با يكديگر ارتباطي داشته باشندو اگر بخواهند ارتباط آنان با يكديگر ارتباطي مؤثر باشد، مي‌بايست  تساوي در شخصيت‌ آنها مورد توجه باشد و يا اينكه به نقاط مشترك كه نوعي تساوي است تأكيد بيشتري شود. اين بدان معني است كه ‌بايد در ارتباطات ميان فردي سياست يا خط مشي خاصي وجود داشته باشد كه از طريق آن بتوان به شناسايي ويژگي‌هاي فردي طرفين ، دست يافت. نكته‌اي كه حايز اهميت است اين است كه طرفين ارتباط در نظر داشته باشند كه هر دو انسان هستند و موجوداتي گرانبها و هر يك داراي خصيصه‌اي هستند كه به نوبه خود مي‌تواند براي ديگران بسيار ارزشمند باشد..

افراد در حرفه‌هاي مختلف اغلب از نظر ارتباط به نوعي خودفريبي و يا تظاهر كشيده مي‌شوند. مثلا يك مدير عالي رتبه يا پزشك عالي قدر ممكن است گفتگو با يك فروشنده ساده را ارزشمند تلقي نكرده و فضاي تساوي مناسب را براي او ايجاد نكند . هر يك از افراد در موارد فوق از نظر ارتباطي ممكن است دچار نوعي خودفريبي و يا تظاهر شده باشند. همه آنها ممكن است در آن وضعيت اين تصور را داشته باشند كه از آن ارتباط چيزي به دست نمي‌آورند و براي اينكه چيزي به دست آورند بايد با هم ترازان خود ارتباط داشته باشند. اين نگرش بسيار زيانبار و خارج از معيارهاي صحيح ارتباط است. اكثر كساني كه از نظر ارتباطي از مهارت‌هاي بالايي برخوردارند درست برعكس اين نگرش رفتار مي‌كنند. به اندازه کافی  توسط افراد مختلف ثابت شده است که میانگین رفتار معمولا به هردو شخص بستگی دارد.

بخش دوم:اثر بخشی ارتباطات سازمانی ورسمی

باتوجه به بخش اول در این قسمت به فرایند ارتباطی موثر درون یک سازمان می پردازیم.

یکی از تفاوتهائی که باعث جذب وحفظ کارکنان در یک سازمان می شودمحیط کار ونوع ارتباط مدیر با کارکنان است

انجام دادن هر كاری درسازمان به شبكه اي از ارتباط نيازمند است؛ به همين دليل ارتباط اثر بخش در گرو فرستادن پيام هاي خوب  واز كانال هاي ارتباطي و كارآمدتدوین شده است طبق نظریه بهداشتی هنری مینزبرگ یک مدیربا ترکیب سه نقش خود می تواند ارتباط صحیح وموثری رادر سازمان اجرا کند یعنی مسئول ارتباطات صحیح بین پرسنل و باعث وحدت سازمان شود. بسیاری از اندیشمندان واژه ارتباطات را به افتاب پرست نسبت می دهند زیرا دائما تغییر رنگ داده ودر اذهان مختلف معانی متفاوتی را پیدا می کند.اما مديران براي تصميم گيري، تغيير خط مشي، كنترل پروژه، آموزش كاركنان وغیره نيازمند برقراري ارتباط صحيح   بوده ودر واقع واژه ارتباطات را به (ارتباطات اثر بخش)  معنا می کنند . مديراني كه از اهميت ارتباطات و فنون برقراري ارتباط صحيح آگاهي نداشته باشند درروند سازمان اشكال ايجاد  کرده وباعث آشفتگی سازمان می شوند. پس لازم است قبل از احراز پست مديريت از اين فنون آگاهي يابند

لوئیس کارتر مدیر موسسهBPI(بهترین تمرین انتشارات)معتقد است که تنها از طریق اکتشاف عمیق ودرک درستی ازخود ودیگران دیدگاههای درست ومثبت اجتماعی ، شخصی ،وتغییر سازمان انجام می شود وان را به عنوان بهترین روشی تحت عنوانfieldguide (تغییر قهرمان) بیان می کند.

ارتباطات یک مدیر چگونه باید باشد؟

در گذشته ارتباطات مدیران به صورت سنتی بودودر برابر این بینش مدیران مجبور بودند در حذف تعارض به اقتدار رسمی سازمان تكیه زده و به تجدید ساختار دست بزنند و همین باعث بروز رفتارهای ریاكارانه در سازمان می شد. «این دیدگاه درزمان اوج ‌مدیریت علمی توسعه پیدا كرده است» با یشرفت دانش نظریه روابط انسانی التون مایو مورد توجه قرار گرفت.با ورود به هزاره سوم ورشد سریع پیچیدگی های سازمانی ،مدیران سازمان باید با توجه به اقتضائی بودن زمان ومکان شرط تساوی ارتباط را بر قرار کنند وموانع بین خود ومخاطب را بردارندوبا توجه به موقعیت ونوع سازمان  تعارضات سازنده را به جای تعارضات مخرب به کار گیرند

 اگر مدیریت تعارض اثربخش باشد یعنی تعارض سازنده ایحاد كند و به فكر درمان و حل مشكل باشد و بر همدستی و اشتراك مساعی در سازمان تأكید داشته باشد یك مارپیچ رو به بالا به وجود می‌آید كه در آن ضمن دادن پاسخ مثبت به تعارض، از آن به عنوان عاملی برای بهبود عملكرد سازمان استفاده می شود.

در این حالت نقش یک مدیر در ارتباط  با مخاطبان خود شکل غیر رسمی تری پیدا کرده وکارمندان سازمان ،مدیر را به صورت رهبر می بینند وجود اشتراك مساعی و فرهنگ همكاری و حمایت در سازمان توسعه می یابد

از این رو نحوه برخورد مسئولان باکارکنان ، مهربانی و محبت در رفتار و کردار است . باب رحمت باید بسوی همه ملت باز باشد. نظام اسلامی نظامی است بر پایه محبت استواراست و همه ارکان آن باید به این سمت جهت گیری کنند.

داشتن مدیریت استراژیکی واینده نگاری یکی از ابزارهای مهم هزاره سوم در ارتباط موثر است .مدیران همواره بایستی در اینده زندگی کنند ودر ارتباطات میان فردی دائما ساختار شکن باشندوبا دانش روز قدم بردارند.

درادبیات مدیرت منابع انسانی استدلال می شود که رکورد های اموزشی  وبه روز می توانند به عنوان یک عامل جدی برای اتخاذ راهکارهای جدیدبرای مدیرت عمل کنندیعنی مدیران همواره بادانش روز بایستی حرکت کرده ودائما اینده را بایدرصد کنند.

یک مدیرباید بتواند ارتباط موثری رابا کارکنان ومخاطبان خود برقرار کند تا به هدف نهائی که کسب پایداری وسود سازمان است دست پیدا کند.

پس نتیجه می گیریم ارتباطات  اثر بخش یک مدیر با پیش بینی وشناخت نیازهای مشتری و سود اور ی  سازمان  تعریف می شود

 

 

نزدیکی

یک مدیر برای انکه بتواند از طریق ارتباط مخاطبان خود را جذب کند باید فاصله جغرافیائی خود را با انها کم کند وبا انها احساس دوستی بیشتری را پیدا کند.

البته این موضوع را که مدیران باید در اطاقشان همواره بر روی همه باز باشد  نباید اشتباه  بگیریم.یک مدیر موفق هیچ وقت خود را با مسائل حاشیه ای در ارتباط در گیر نمی کند .زیرا نتیجه ان دریافت اطلاعات  مخرب والوده چیزی بیش نیست بلکه منظور از نزدیکی یک مدیر در ارتباط موثر درواقع مقوله ((نزدیکی)) برروابط انهاست .
تابز وماس اشاره کرده اند که شمار بسیاری از دوستی ها براثر دوری  فیزیکی لطمه شدیدی دیده اند

یک مدیر هراندازه فاصله فیزیکی خود را با افراد کمتر کند امکان نزدیکی بیشتری را داردو طبق نظریه تابز وماس هر اندازه نزدکی فیزیکی افراد بیشتر باشد به یکدیگر اعتماد بیشتری کرده وبیشتر مددکار هم  خواهند بود

شخصیت یک مدیر در ارتباط موثر

 شخصیت مدیران از نظر تری گیلن در کتاب assertiveness for managers در سه قالب 1- قاطع 2- پرخاشگر 3- سلطه پذیر  معرفی شده است. یک مدیر خلاق بایستی از ویژ ه گی های رفتاری وگفتاری وحرکتی که در دنیای  پست مدرن تعریف شده بهره بگیرد وانها را با هم به کار ببرد واز طریق این شخصیت می تواند ارتباط اثر بخشی را در سازمان اجرا کند

دنیای پست مدرن رامی توان یک مفهوم دشوار به دلیل پیچیدگیهای ان دانست(هزاره سوم)در این زمان  یک مدیر در کارگرد گرائی خود  بایستی بیشتر در سبک متمرکز شوددر اقع از ترکیب این اصول شخصیت  خوب خود را که ارائه ارتباط موثر است بیان می کند واین همان کلمه تساوی است که در بخش اول توضیح دادیم.

یکی دیگر ازنکات مهمی که یک مدیر در داشتن ارتباط موثر بایستی به ان توجه داشته باشند رعایت امانت داری است .پایه اعتماد واطمینان در سازمان بر امانت است.سازمانی که در آن به مدیران اعتمادی نیست ،شیرازه آن از هم پاشیده می شود . رعایت امانت وپرهیز از خیانت،نسبت به همه مدیران  ضروری است و این یکی از احکام بین المللی بوده واختصاص به مسلمانان ندارد

امروزه پست مدرن (برای مدیران)در بسیاری از سوالات مانند قدرت ، منابع دانش  وبسیاری  دیگر از مسائل  فرهنگی واجتماعی  واقتصادی معنی پیدا می کند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 8:46  توسط علی منتظری  | 

مقدمه:

اسلام ودین واقعی از حجت شرعی شروع شده یعنی از بشریت و از حضرت ادم.

دستورات دینی در حوزه اسلامی وعقلی مختص به زمان ومکان خاصی نیست .سوره مبارکه قصص ایه 23 به بعد در خصوص ارتباط زنان ومردان در جامعه وحضور زنان در اجتماع وبراورد ساختن نیازهای مالی ومعیشتی در حد نیاز را با توجه به داستان ازدواج حضرت موسی با دختران حضرت شعیب نکاتی رادر مورد این موضوع عنوان فرمودند که می توان گفت هفت نکته مهم ازمتن این ایه بدست می اید.

هفت نکته از این داستان

۱- دختران شعیب پیامبر در اطراف شهر مدین، مانند مردم به چرای گوسفندان اشتغال داشتند، آنان پیری و ناتوانی پدر را دلیل کار خود اعلام کردند. گویای این نکته مهم است که دین با حضور زنان دراجتماع وبرعهده گرفتن کارهای دشوار- همچون شبانی گوسفندان- مخالفتی ندارد. 

۲- از جمله «لا نسقی حتی یصدر الرعاء» برمی آید که دختران شعیب ضمن حضور دراجتماع مردان، از اختلاط و همدوشی با آنانکه مستلزم شکستن حریم الهی است اجتناب می‌کردند. منش دختران شعیب رعایت شرم، آزرم وحیا بود. براین اساس، زنان با رعایت اصل «عدم اختلاط» و اصل «عفت و حیا» آزادند مسئولیت‌های جاری زندگی را برعهده بگیرند.
 

۳- موسی جوان مجردی که تنها در بیابان راه می‌پیمود، به دختران شعیب رسید و بی‌آنکه تحت تاثیر هوای نفسانی باشد با کمال عفت و پاکدامنی با آنان سخن گفت، این امر نشان می‌دهد که سخن گفتن دختران و پسران با یکدیگر اگر با هدفی معقول و به دوراز هوس‌های شیطانی باشد، بی‌اشکال است.
 

۴- روح جوانمردی در رفتار موسی با یاری رساندن به دختران شعیب با وجود خستگی و گرسنگی زیاد و بدون هیچ چشم داشت مادی، موج می‌زند. او با این کار نشان داد که انسان بزرگ و با فتوت است.
 

۵- درباره جمله «رب بما انزلت الی من خیر فقیر»؛ پروردگارا من به هر خیری که به سویم بفرستی، سخت نیازمندم. گفته‌اند چون موسی (ع) بسیار گرسنه بود، پس از یاری رساندن به دختران شعیب، زیر سایه درختی رفت و از خدا خواست مشتی خرما یا تکه‌ای نان به او ارزانی دارد.
 

این امر نشان می‌دهد حضرت هنگام ترک کاخ فرعون و دیار مصر تمام آنچه داشت را‌‌ رها کرد و هیچ مالی به همراه نداشت، با این حال در کنار کسب امنیت، همسری شایسته نصیبش شد واز زندگی لذت بخش بهره‌مند گشت. این امر گویای تحقق وعده الهی است که پیش از این نیز از آن یاد کردیم؛ اینکه با لطف خود همسران فقیر را بی‌نیاز می‌سازد.
 

۶- شعیب پیامبر با دیدن موسی (ع) وارزیابی شخصیت انسانی واخلاقی او، ازدواج با یکی از دخترانش را پیشنهاد کرد، با آنکه این امر خلاف عادت است؛ زیرا خواستگاری باید از سوی داماد باشد؛ نه پدر عروس. این امر نشان می‌دهد که ازنظر قرآن آنجا که انسان به دامادی شایسته و برخوردار از سجایای اخلاقی برمی خورد و خود نیز دختری هم کفو و شایسته دارد بسیار بجا و نیکو است که خود پیشدستی کند و با پیشنهاد ازدواج، مقدمات این پیوند را فراهم آورد.
 

۷- مهریه از شرایط ازدواج و هدیه است که خداوند بر عهده گرفتن و پرداخت آن را از سوی مردان لازم دانسته است. در این ماجرا چون شعیب می‌دانست موسی (ع) توان مالی ندارد و با واگذاری مسئولیت اداره امور زندگی‌اش به مدت ۸ سال یا ۱۰ سالی (در عین تحفظ بر اصل مهر) آن را متناسب با توان داماد در نظر گرفت.
 

این امر به اصل عدم سخت گیری این پیام مهم را به همه خانواده‌ها می‌رساند که در ازدواج باید بر اصل آسان گیری و رعایت توان جوانان توجه کنند رعایت همین نکات، پیوندی مستحکم میان حضرت و همسرش برقرار کرد.
 

اسلام خانه نشینی زن را قبول ندارد. بزرگانی مثل امام راحل(ره) مرتب تاکید کردند که زن باید در جامعه حضور اجتماعی داشته باشد و حضور اجتماعی زنان با نظریه اضطرار سازگار نیست. ماروایت داریم که صحابه پیامبر مرتب با حضرت زهرا(س) رفت و آمد داشتند و به منزل او می آمدند. گاهی حضرت زهرا (س) می گفتند: دلم هوای اباذر را کرده است، بگویید بیاید تا او را ببینم. حتی روایت داریم که یکی از صحابه ، در ملاقات با حضرت از زردی چهره او اظهار نگرانی می کند و سلمان از مندرس بودن لباسهای فاطمه زهرا(س) سخن می گوید. طبق نظریه اضطرارا تا ضرورت نشده ، زن از خانه بیرون نیاید و با مرد صحبت نکند؛ اما اگر این نظریه را تعدیل کنیم و بگوییم ترجیح و رجحان عقلایی باشد، نظریه خوبی است
.(عقل عملی)

مبنای دینی ارتباط چیست؟

در آیه اول ، اگر مبنا ضرورت است، هیچ ضرورتی رخ نداده بود که موسی با این دختران سخن بگوید و اگر مبنا اختلاط است ، موسی نگفت این حرفها چیست مگر این چوپان ها لولو خورخوره هستند.

آنچه مسلم است حریم زن و مرد باید رعایت شود اگر شعیب می خواست اضطراری رفتار کند ، نباید دختر جوان را می فرستاد و اگر دختر هم می خواست اختلاطی بر خورد کند راحت به موسی می گفت بیا برویم، پدر با تو کار دارد؛ اما این دفعه دختر تنها به دیدار موسی می رود و در اوج حیا و متانت " تمشی علی استحیاء" حرکت می کند و کنار جاده منتظر می ماند. موسی فهمید دختر جوان با او کار دارد. بلند شد و جلو آمد. دختر جلو نرفت. در برخی روایات آمده است که جامه ای بلند را روی سرش کشید و خیلی مختصر و مفید گفت: پدر گفته، برای جبران زحمتی که برای ما کشیده اید نزد او بروید تا زحمت شما را پاس بدارد. باز در روایات آمده است که دختر می گوید: موسی قوی و امین بود می گویند از کجا امین بودنش را فهمیدی، پاسخ می دهد:

موسی گفت بگذارید من جلوتر بروم موسی نگفت بیا، دوشادوش هم حرکت کنیم؛ بلکه گفت ما رسم نداریم پشت سرزن حرکت کنیم، چون می دانید نگاه به قامت زن از پشت سرهم ایراد دارد، ولو این که محجبه باشد و این گونه جوانمردی خود را نشان می دهد. پس از نقل داستان، دختر شعیب به پدر می گوید: او جوانی است قوی و امین، او را اجیر کن. و شعیب به موسی می گوید: می خواهم یکی از دخترانم را به عقد تو درآورم. بعضی ایراد می گیرند که چرا شعیب بدون مشورت با دخترش چنین تصمیمی گرفته ست؛ اما در تفسیرها آمده است که دختر شعیب با خواستن اجیر کردن، نظر مساعد خود را به پدر فهمانده است.

یک جمله معترضه: برخی جوانها می پرسند خواستگاری دختر از پسر چه حکمی دارد ؟

جواب:از نظر شرعی هیچ ایرادی ندارد، اما حیای دختران به آنها اجازه ی چنین کاری نمی دهد؛ ولی خیلی وقتها دختران با کنایه این کاررا می کنند. مثل دختر شعیب که با کنایه خواست پدر، موسی را اجیر کند

 این نکته ما را به نظریه فروید می رساند که می گفت: " بندها را باز کنید و بگذارید همه آزاد باشند " . اسلام نیز صددرصد با نظریه حبس زنان مخالف است.

نتیجه:

 

کارفرمايان در استخدام کارگزاران به دو شرط توانمندي و امانت داري توجه کنند.

پدران به فرزندان جوان خود اجازه ي اظهار نظر در امور خانوادگي بدهند.
هر کس به ما نيکي کرد، پاداش او را بدهيم.
به بي پناهان ظلم ستيز پناه و امان دهيد.

دختران جوان در هنگام راه رفتن با حيا حرکت کنند که شيوه ي راه رفتن نشان دهنده ي شخصيت آنان است.
دختران جوان، جريان برخورد ها و گفتگو هاي بيرون خانه را به پدرشان اطلاع دهند (تا پدر به آنان کمک کند).
در هنگام نياز به درگاه بي نياز برويد.
در کارهاي اجتماعي رعايت بانوان را بنماييم، و حق زنان با عفت را پايمال نکنيم.
زنان در هنگام ضرورت مي توانند با رعايت عفت در خارج از خانه کار کنند.

 دختران جوان در گفتگو هاي اجتماعي، زيرکانه پاسخ ددهند و از توهمات طرف مقابل جلوگيري کنند.
جوانان در اجتماع به اطراف خود توجه کنند و حامي مظلومان به ويژه زنان باشند

جوانان  نيکوکار باشيد و به ناموس مردم چشم طمع نورزيد، و از خدا (امکانات) نيکو بخواهيد

هنگام نياز به درگاه بي نياز برويد.

 در استخدام کارگزاران خانگي، مراعات مسائل شرعي را بنماييم. و تلاش کنيم که افراد محرم، کار خانه ما را انجام بدهد.

پدران به فکر ازدواج دختران خود باشند و در مواقع لزوم از داماد هاي خوب خواستگاري کنند.

بر داماد ها سخت گيري نکنید و آنان را در انتخاب همسر و مقدار مهريه آزاد بگذارید

یشرايط خود را در هنگام ازدواج کاملاً بيان کنيد. تا بعداً مشکلي پيش نيايد.
مهريه، پيشينه اي چند هزار ساله دارد و در ميان ملت هاي مختلف وجود داشته و روش پيامبران الهي بوده است.
خدا را شاهد و وکيل قرارداد هاي خود بدانيد (و از آن تخلف نکنيد.)

دختران عفت و حيا را در ظاهر آشکار کنند و مواظب حرکات و سکنات خود در بيرون خانه باشند تا ديگران طمع نکنند.

حضرت شعيب نيز به دخترش اعتماد داشته و در تربيت او موفق بوده است.

دختران اگر ارتباطي با غريبه اي در بيرون داشتند، به راحتي با پدر در ميان بگذارند.

که پدر و مادر ها آن قدر فضاي خانه را باز و عاطفي کنند تا دختران مسائل را به راحتي با آن ها در ميان بگذارند

به دختر اعتماد بکنيد و به آن ها شخصيت بدهيد و بد دلي نکنيد و ارتباط هاي آن ها را مديريت نماييد

مهريه به گونه اي باشد که اشتغال بيافريند، يعني يک سرمايه ي راکد و بي استفاده نباشد

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 7:20  توسط علی منتظری  | 


N

·       موسسه نظری gallop pole ( بانک اطلاعات جهانی )

ما در مركز جهاني كارافريني فرهنگي، در دنيايي قرار ميگيريم كه كارافريني فرهنگي، ارزش هاي فرهنگي و ثروت، ايده پردازي و تنوع فرهنگي را در سطح جهاني خلق مي نمايد. ما در رويارويي با دنيايي قرار مي گيريم كه كارآفرينان فرهنگي عاملين نوآوري فرهنگي بواسطه سرمايه گذاري هاي فرهنگي خود هستند.

 از اين منظر ، اولين شبكه جهاني ارتباطي كارآفرينان فرهنگي ، سرمايه گذاران فرهنگي و تحليل گران كارآفريني فرهنگي مي باشند. كارآفرينان فرهنگي متفاوت از مديران فرهنگي هستند . كارآفرينان فرهنگي به دنبال كسب فرصت هايي بدون توجه به كنترل منابع موجود بوده  و براي كسب درآمد ريسك پذير هستند. مديران به عبارتي عملكردهاي استاندارد شده اي را در سيستم هاي سازماني تقويت مينمايند.

 آموزش و توسعه كارافرينان فرهنگي متفاوت از آن چيزي است كه مديران فرهنگي آنرا به كار مي گيرند. صنايع فرهنگي تنها زماني توسعه مي يابد كه كارافرينان فرهنگي به منابع مورد نياز دسترسي داشته و با تقاضاي رو به رشد بازار روبرو شوند.

  خدمات حمايتي براي كارافرينان فرهنگي مي بايست در جهت كسب فرصت هاي سرمايه گذاري هاي فرهنگي و ارائه ابزارهايي باشد كه منجر به كاهش فقر ، برقراري ارزش فرهنگي و ترويج تنوع بازارهاي جهاني فرهنگي باشد.

عصر جدید نوآوری یعنی مشارکت در ارزش آفرینی از طریق شبکه های جهانی.

درواقع تحول در کسب وکار، فرایند کسب کار ، رویکرد های تحلیل ، معماری فنی برای نوع آوری سیستمهای قدیمی سازمان ، مدیریت تنش میان کارائی و انعطاف پذیری ، پیکربندی استعدادها و مهارت ها و برنامه کاری برای مدیران دراین مرحله مشخص شده  است و همچنین چهارچوبی در روش نظام مندی برای شناسایی قابلیت ها و تهدیدها و همچنین برنامه ای از ابتکارات راهبردی برای تعیین مدیریت توسعه می باشد.

 تببين پرسش ها و چالشهای مرتبط با توسعه سرمایه اجتماعی که به عنوان منبعی برای تسهیل روابط میان افراد تلقی میشود. این منابع شامل نهادها ، هنجارها ، اعتماد ، مشارکت آگاهی و بسیار موارد دیگر است که به روابط و تعاملات میان افراد حاکم می باشد و میتواند پیامدها و نتایج مختلفی به عملکرد افراد و جوامع داشته باشد.

افزايش  اعتماد ، افزایش مشارکت ، توسعه فعالیت های داوطلبانه ، ارزش آخرین و نوآوری ، هنجارسازی اجتماعی،دانش آفرینی، هویت بخشی ، تحقق دموکراسی از عوامل بسيار مهمي مي باشد. مثلا در ايران  بانك دي خود را يك بانك ارزش افرين از طریق شبکه جهاني معرفي نموده .با توجه به نگاه اجمالي به بروشورهاي سازمان كه در ان چشم اندازوخدمات وهمچنبن ماموريت ومنشور اخللاقي را به طور کامل به دنیا معرفي نموده .

ويا مثلاً کمپانی  بيسي از دفتر خود درآرژانتین تبلیغ جدیدی راساخته وبرای تبلیغ محصول خود درآن ازنامهای "ژوزه مورینیو" سرمربی رئال مادرید و "پپ گواردیولا" سرمربی سابق بارسلونا استفاده کرده

دراین تبلیغ می خوانیم: فوتبال رامتحول ساخت :مورینیو نه ، پپ  بله  .

بانك اطلاعات جهاني يكي از منابع مهم ومورد اطمينان براي تحقق به اين اهداف مي باشد.افزايش اعتماد در قالب اين بانك جهاني مي تواند هرموسسه اي رادر فرايند كسب كار وهمچنين نوع اوري در توليد سرمايه اجتماغي پشتيباني وهدايت كنند.وحتي مي توان از ان ازانحلال يك سازمان جلوگيري كرد(انتروپي مثبت)

تهیه کننده : علی اصغر منتظری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 14:24  توسط علی منتظری  | 

رازهای مردانه را بشناسید!


در كانون خانواده آنچه كه باعث تداوم و بقای صمیمیت می گردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم است. در این میان نقش یك زن می تواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد.


مرداگر چه ازدواج آسان نیست اما استمرار و تداوم آن بسیار مشکل تر و سخت تر است، اما در این گزارش به آنچه که زنان باید از مردان و زندگی مشترک خود بدانند می پردازیم. شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود.

همه خانم‌ها دلشان می‌خواهد قلب شوهرشان را كاملا تسخیر كنند و از او حرف‌های حق‌شناسانه و محبت‌آمیز بشنوند، اما اغلب آنها گاه و بیگاه دچار امواج خشم، بی‌احساسی، بی‌حوصلگی و كم‌توجهی شوهرانشان می‌شوند. روانشناسان و مشاوران خانواده اعتقاد دارند كه آقایان، پیام‌هاى دیدارى را دریافت مى‌كنند و خانم‌ها پیام‌هاى شنیدارى را دوست دارند.

 

لذا بهتر است برخی از رازهای درونی مردان را بشناسید تا بتوانید برای آنها زنی ایده آل و جذاب باشید :

** در نظر داشته باشید مردها طوری با شما رفتار می كنند كه خودتان به آنها اجازه می دهید، سعی کنید، تماس های مکرر با همسر خود را فراموش كنید ، همیشه در دسترس بودن خانم ها خوب نیست.

**بسیاری از زنان فکر می کنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند. اما واقعا اینگونه نیست اگر چه به زیبایی بهای بسیاری می دهند اما اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.

** مردان از زنان با نشاط و با روحیه خوششان می آید. پس سعی كنید شادمانی را به زندگی خود راه دهید. زنانى كه همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبى دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشترى برخوردارند

** مردان دوست دارند همسران قدرشناسی داشته باشند؛ وقتی شوهرتان خسته از كار روزانه به خانه برمی‌ گردد به استقبالش بروید و با خوشرویی از او پذیرایی كنید و هنگام رفتن به سر كار او را بدرقه كنید. وسایل او را از دستش بگیرید و از خریدهایش تعریف كنید.

** یكی از خصایص بارزی كه می تواند احساس رضایتمندی را در كانون خانواده حاكم كند، قناعت است تلاش کنید قانع و راضی باشید.

** مردها معتقدند: خانم ها زیاد حرف می زنند یا بسیار غرغر می زنند، پس ثابت کنید اینگونه نیست. مردان از این خصیصه خوششان نمی‌آید، سنجیده و بجا سخن بگوید و غر نزنید، تلاش کنید چیزی هایی که برای همسرتان تعریف میکنید تکراری نباشد

** اگر می خواهید شوهرتان را اسیر کنید از ابراز احساسات غافل نشوید؛ البته نه تنها با رفتارها و گفتار کلیشه ای.

** یکی از اشتباهات بزرگ زنان این است که فکر می کنند هر چه سربه زیرتر باشند جذابترند، همیشه مهربان و با گذشت نباشید، انعطاف پذیر باشید.

هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید، او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید

** مردان معمولا نیاز خود به نوازش و توجه را بر زبان نمی آورند.

** مردان بیشتر از آنکه به جا، مکان یا غذا بهاء بدهند، به مسائل جنسی اهمیت می دهند. بنابراین ریشه مشکلات خانوادگی را باید در خلوتگاه آنها یافت.

** مردان دوست دارند بیش از همسر خود در آمد داشته باشند زیرا به آنها احساس قدرت و امنیت می دهد.

** مرد ها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد.

** مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیر مستقیم صحبت کنند. هیچ مردی از زن خود فقط نوازش طلب نمی کند، اما شما اگر واقعاً زندگی و همسر خود را دوست دارید حتما این کار را انجام دهید.

** غرور برای مردان اهمیت زیادی دارد و به هر طریقی اگر غرور او را بشکنید، او را از دست خواهید داد.

** شاید عجیب باشد ولی خیلی شنیده می‌شود كه مردان، زنان باهوش را دوست ندارند و دلشان می‌خواهد همسرشان نسبت به آنان معلومات کمتری داشته باشند.

این موضوع به آنان حس بهتری می‌دهد و برعكس این موضوع حس حسادت و رقابتشان را برمی‌انگیزد. بنابراین جلوی آنها ابراز فضل نكنید و تا جایی كه می‌ توانید با وجود توانایی جسمی و فكری از آنان كمك بخواهید. به همسرتان احترام بگذارید و به جای رقیب درست كردن برای او از او تعریف و تمجید كنید.

مرد** مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند. به زن اندرز دهنده نیاز ندارند. گاه زن‌ها اشتباهات مردها را به آن‌ها گوشزد می‌کنند. این کار به خصوص اگر در مقابل دیگران انجام شود فاجعه است.

** اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند. اما همه آنها نیاز دارند، زمانی مخصوص خود داشته باشند، به مرد ها فرصت بدهید، به مردها آزادی عمل بدهید، بگذارید به آنچه دوست دارند، دست پیدا کنند آنها را تشویق کنید مسافرت بروند و تفریح کنند، با دوستان خود باشند و یادی از دوران مجردی و کودکی خود کنند.

** هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید، او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید.

** در ناراحتی‌هایش شریك شوید و شنونده خوبی باشید و پند و اندرز دادن را كنار بگذارید و از گفته‌هایش سوء استفاده نكنید. آشپزخانه پر رونقی داشته باشید و اگر می‌خواهید از شوهرتان كمك بگیرید از كارهای ناشیانه‌اش ایراد نگیرید و هر كار خوب او را تحسین كنید تا برای انجام بقیه كارها، ترغیب شود.

 

ارتباط همسران با کیفیت بالا


مهارت‏های ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی ا‏ست؛ به‏طوری که زوج‏ها با کسب آگاهی و مهارت‏های لازم می‏توانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند.


اما شما خواننده محترم؛ تا کنون از خود پرسیده اید برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟

زناشویی با کیفیت بالااصولاً در هر زندگی عشق و محبت از ستونهای اصلی نظام خانواده است كه در بعضی خانواده ها بعد از مدتی از زمان ازدواج دچار مسائل و مشكلاتی می شود كه اگر به آن توجه اساسی نشود به مرور باعث از هم پاشیدن زندگی خانوادگی می شود.

در این مقاله سعی می شود راههای تداوم عشق و علاقه و ابراز محبت بین زوجین اشاره شود تا سلامت روحی و روانی و تداوم زندگی زوجین را روزبه روز افزایش دهد.

 

عاطفی باشید:  بسیاری از ما احساسات و اندیشه‌هایمان را ابراز نمی‌کنیم. تجربه‌های تلخ در جوانی، روش زندگی پدر و مادر یا دوستانمان، ما را بر حذر می‌دارد از اینکه ابراز احساسات کنیم.

فراموش نکنید که شخصی که بااو زندگی می‌کنیدکسی است که او را دوست دارید و او هم به شما وابستگی عاطفی دارد. او کسی نیست که شما احساساتتان را از او پنهان کنید و مانند سنگ سخت درمقابلش بی انعطاف باشید. زمانی که نیازهای عاطفی تان را نشان می‌دهید و اجازه می‌دهید همسرتان نیز اینگونه رفتار کند از پس بسیاری از مشکلات آینده برخواهید آمد زیرا اگر مثلا اختلاف نظری با همسرتان پیداکردید او را در جبهه مخالف خودتان نخواهید دید و می‌توانید امیدوار باشید تااز راه همدلی آن را رفع کنید.

او را بپذیرید: تغییر آدمها بسیار سخت است و درواقع کار فرسوده کننده و بی نتیجه‌ای است. تا پیش از ازدواج شما فرصت داشتید شخصی را که مشابهت‌های روحی و فکری بیشتری با شما دارد را پیدا کنید. وقتی با کسی ازدواج کرده‌اید احتمالا او ویژگی‌های متفاوت و منحصربه فردی داشته است که شما او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده اید. اگر ذره‌ای فکر کرده‌اید که «مهم نیست الان اینجوریه بعدا خودم درستش می‌کنم» باید بدانید که اشتباه بزرگی مرتکب شده اید.

همسر شما می‌تواند انسان انعطاف پذیری باشد و حتی برخی از جزییات مثل عادت خوردن یک غذای خاص را هم منطبق با خواسته شما کند و یا می‌تواند اصول فکری و عادت‌های خاص خودش را داشته باشد و به هیچ وجه از آنها دست نکشد. هیچ کدام از این دو حالت کاملا درست نیست

 او نباید خودش را درشما ذوب کند زیرا ازدواج برده داری نیست و نباید آنقدر قاطع باشد که شما نتوانید بااو احساس همدلی و همراهی کنید در عین حال درست هم نیست که شما بخواهید همسرتان را شبیه خودتان بکنید. ممکن است دوست داشته باشید همسرتان نوع خاصی از لباس‌ها را بپوشد و یا طرزفکرش را در برخی از زمینه‌ها غلط بدانید و در واقع حق با شما باشد. در گام نخست این شما هستید که باید این ویژگی را دراو بپذیرید و پله‌پله سعی کنید او را به سمت یک تغییر درست هدایت کنید.

اگر شما معتقدید همسرتان باید تغییرات زیادی در طرز فکر یا رفتارش بدهد به جای اینکه او را مجبور کنید تا عوض شود یک لحظه باخودتان فکر کنید که آیا اصلا این آدم مناسب من بود و یا من یک چنین همسری می‌خواستم؟، «آیا من پرتوقع نیستم؟ آیا خودم ظرفیت چنین تغییراتی رادارم؟»

نکته مهم: با لجبازی اشتباه همسرتان را تلافی نكنید

گاهی یكی از زوجین به علت عدم درك و تجربه كافی كار اشتباهی را مرتكب می شود در این میان اگر با لجبازی در صدد انتقام گرفتن باشیم و این اشتباهات را به دیگران بگوییم زندگی خود را به دست خود تباه كرده ایم.

زناشویی با کیفیت بالاباهم باشید: لابد با خودتان می‌گویید که چه توصیه پیش پاافتاده‌ای است. اما شما حتما نمی‌دانید که زندگی زناشویی-می تواند چگونه دچار عادت و یک نواختی شود و بین شما و همسرتان فاصله بیفتد. البته این توصیه بسیار فراتر از وقت گذرانی یا خوش گذرانی‌های هرروزوشب است. زن و شوهرهای خوشبخت و سالمی هستند که ماههای طولانی بخاطر شرایط کار یا موقعیت اجتماعی از هم دورمی مانند اما هرگز احساس نمی‌کنند بین آنها فاصله عاطفی وجود دارد و بسیار زن وشوهرها هستند که هرشب درکنارهم، از فاصله‌ای که در رابطه شان وجوددارد آزار می‌بینند.

این توصیه که درکنار هم باشید و باهم وقت بگذرانید به این معنی نیست که با همسرتان در یک خانه زندگی کنید و برای یک تفریح باهم به رستوران بروید. این توصیه به شما پیشنهاد می‌کند تا از لحاظ عاطفی و احساسی درکنار همسرتان قرار بگیرید و به کیفیت رابطه توجه کنید.

هر دوباهم برای اهداف و برنامه‌های مشترک وقت بگذارید: یک رابطه سالم از شما طلب می‌کند تا درباره اهداف شخصی و اهداف مشترک با همسرتان همگام و هم سو باشید. اگر اهداف شخصی و تصور همسرتان از اهداف مشترک را نمی‌دانید از او سوال کنید.

دربهترین و درست‌ترین حالت، شما و همسرتان باید برای رسیدن به اهداف یکدیگر تلاش کنید. آیا او دوست دارد به سفرهای ایرانگردی و جهان گردی برود؟زمینه‌هایی فراهم کنید تا این خواسته، تحقق پیدا کند. آیا شما دوست دارید تحصیلات تان را تا آنجا که می‌شود، ادامه بدهید؟ازاو بخواهید کمکتان کند تا به هدفتان نزدیک‌تر شوید.

اگر علایق همسرتان، موضوع و دغدغه فکری شما نیست نباید او را محدود کنید و مانع تراشی کنید. همین که با خواسته‌ها و اهداف همسرتان مخالفت کنید مشکلات جدیدتر و پیچیده تری سرراه زندگی‌تان سبز خواهد شد

فقط تصور کنید که او نخواهد شما به اهدافتان برسید و یا آنها را مسخره کند، چه واکنشی نشان خواهید داد؟

به جای متهم كردن باید سۆال پرسید

زوجین باید به جای پیش داوری و طرح مسائل اختلاف برانگیز از یكدیگر سۆال كنند كه به چه علت این كار را كردی و در این موقع پاسخ طرف مقابل نه تنها ما را از شك خارج می كند بلكه به راحتی مشكلی كه به علت درك اشتباه ما به یك موضوع بغرنج تبدیل می شد دیگر حل شده است.

مسائل خانوادگی در نزد دیگران مطرح نکنید

زن و شوهر باید این را بپذیرند كه یك خانواده تشكیل داده اند و خودشان در حل مسائل خانه آگاهتر از هر كسی هستند و پدر و مادر آنها چون در منزل آنها نیستند شاید با درك غلط خود آن مسائل را نه تنها حل نكرده بلكه آن موضوع را حاد و پیچیده تر می كنند و در این میان همسرمان نیز دیگر رابطه صمیمی با ما برقرار نمی كند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 15:13  توسط علی منتظری  | 

 

دروغ

اگر قصد اصلاح جامعه را داریم باید بیماری و میکروب را هدف بگیریم نه خود بیمار را. یکی از بزرگترین بیماری های جامعه ما این است که ما ایرانیان دروغگو هستیم، باید دروغ نگفت و با دروغگویی مبارزه کرد.

دروغ بزرگ ، اصطلاح و تکنیکی در پروپاگاندااست،آدولف هیتلر در کتاب نبرد من، می‌گوید مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند  و  «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند».

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:

«اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 7:51  توسط علی منتظری  | 


 

 

امپرسیونیسم

در سال ۱۸۷۴ گروهی از نقاشان و مجسمه سازان، نمایشگاه گروهی را در پاریس برگزار کردند که باعث شکل گیری نهضتی با نام “امپرسیونیسم” شد. در میان بنیان گذاران گروه هنرمندانی چون: کلود مونه، ادگار دگاس و کامیل پیسارو وجود داشتند.
اعضای گروه با مستقل شدن از مجمع رسمی سالیانه که شامل هیئت ژوری از هنرمندان منتخب آکادمی هنرهای زیبا بود، متحد شدند و با وجود شیوه متفاوتی که در ارائه نقاشی هایشان داشتند، در جامعه به عنوان یک گروه مستقل و جدید ظاهر شدند. درحالیکه منتقدان سنتی آثار آنان را طراحی های نیمه تمام خواندند و به باد انتقاد گرفتند، نویسندگان مترقی تر، آنها را بخاطر نحوه نمایش زندگی مدرن مورد ستایش قرار دادند. برای نمونه، ادموند دورانتی در مقاله ای به نام ” نقاشی مدرن” در سال ۱۸۷۶ نحوه نمایش آنان از یک موضوع معاصر را شیوه ای بدیع و مناسب و انقلابی در نقاشی عنوان کرد.
افراد گروه از انتخاب نامی برای این شیوه که دلالت بر نوعی اتحاد یا سبک باشد دوری می کردند با این حال بعضی هایشان نامی را که در آخر برایشان در نظر گرفتند و به آن شناخته می شدند یعنی ” امپرسیونیست ها” را پذیرفتند. امروزه آثار آنها با ویژگی هایی چون مدرن بودن و محتوایی در جهت مخالف شیوه های سنتی، تلفیق تکنیک ها و ایده های جدید و نوع بیانشان از زندگی مدرن، شناخته شده اند.
تابلویی از کلود مونه با نام “Impression, Sunrise” که در سال ۱۸۷۴ به نمایش درآمد، باعث انتخاب نام امپرسیونیسم برای این آثار شد زیرا منتقدی به نام “لوییز لروی” این اثر را یک طراحی نیمه تمام و یک “تاثیر” خواند و نه یک نقاشی و از آن انتقاد کرد! این نام، شیوه ای را که اکثر نقاشان مستقل از آن استفاده می کرد، نشان می داد: ضربه های کوتاه و بریده قلم مو که اشکال و رنگهایی خالص و مخلوط نشده به دست می دهد و بر تاثیر نور در نقاشی تاکید می کند.
آنها سایه روشن ها را با رنگ های دیگری غیر از سفید و خاکستری و سیاه نمایش می دادند. استفاده آزاد و رهای انها از قلمو اثری ناگهانی و بی قید و بند بر روی تابلو داشت که غالباً کل کار و ترکیب بندی را می پوشاند. مانند تابلوی “Allée of Chestnut Trees” از آلفرد سیسلی در سال ۱۸۷۸. این شیوه ی به ظاهر اتفاقی با استقبال گسترده ای مواجه و حتی در مجمع سالیانه، به عنوانی زبانی جدید از نمایش زندگی مدرن شناخته شد.
علاوه بر تکنیک افراطی آنها، رنگهای روشن پرده های نقاشی امپرسیونیسم چشمها را که تا آن زمان به رنگهای سنگین نقاشی های آکادمیک عادت داشت، می زد. آنها از لایه ضخیم رنگ طلایی که نقاشان برای ملایم کردن اثر خود روی بوم میکشند، نیز استفاده نمی کردند. نقاشی ها بخودی خود بسیار روشن بودند. قرن نوزدهم شاهد گسترش ترکیب رنگهای جدیدی در هنر نقاشی بود، سایه هایی با آبی روشن، سبز و زرد که نقاشان تا پیش از آن هرگز استفاده نکرده بودند. برای مثال ادوارد مانه در سال ۱۸۷۴ در تابلوی نقاشی “Boating ” به طور وسیعی از آبی نیلگون و ترکیبی از آبی سیر استفاده کرده است. کادربندی عجیب، ترکیب بندی متاثر از ژاپنی ها، قایقرانی شیک پوش و دستیار او با فرمی مدرن، و استفاده از مواد متعدد در نقاشی از ویژگی های دیگر این تابلوست.
استفاده از محیط های روستایی و حومه شهر پاریس، موضوع مورد علاقه نقاشان امپرسیونیسم خصوصاً کلود مونه و پیرآگوست رنوار بود. خیلی از آنها برای نقاشی چند ماه یا یکسال را خارج از شهر می گذراندند. خطوط راه آهن که به تازگی در خارج از پاریس تاسیس شده بود، بسیاری از پاریسی ها را در آخر هفته ها به حومه شهر می کشاند. بعضی از انها ترجیح می دادند بر زندگی روزانه مردم بومی دهکده تمرکز کنند و بعضی دیگر به زندگی کسانی که برای تعطیلات به دهکده می آمدند و از زندگی مدرن فاصله می گرفتند.
شاید پایگاه اولیه مدرنیته در اواخر قرن نوزده خود شهر پاریس بود، که در بین سالهای ۱۸۵۳ تا ۱۸۷۰ در زمان ناپلئون سوم نوسازی شد. فرمانده ارشد او به نام “بارون هوسمن” پروژه ها را هدایت می کرد و دستور به تخریب ساختمانهای قدیمی داد تا فضایی بازتر، پاکیزه تر و ایمن تر برای پاریس ایجاد کند.
یکی دیگر از اتفاقاتی که به چهره جدید پاریس کمک کرد، محاصره شهر در جنگ Franco-Prussian در سال ۱۸۷۰-۱۸۷۱ بود که باعث بازسازی شهر تخریب شده، گردید و در این زمانی هنرمندان امپرسیونیست چون پیسارو و گوستاو کایلبوت تابلوهایی از چهره جدید شهر خلق کردند. انها از سبک خود برای به تصویر کشیدن بلوارهای عریض، باغهای عمومی و ساختمانهای بزرگ استفاده کردند. گروهی دیگر بر زندگی کارگران، خواننده ها، رقاص ها وگروهی برلحظه های کوتاه و گذرای زندگی شخصیت هایی که مشاهده می کردند، تمرکز می کردند.
این جمع، در بین سالهای ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ ،۸ نمایشگاه گروهی برپا کردند، اما بعدها عواملی چون محاصره پاریس، اختلافات سیاسی و فلسفی، باعث جدایی تعدادی از اعضا شد و تغییرات زیادی بین افراد گروه به وجود آورد.
تنوع زیاد و اشکال زیادی که در این نهضت به وجود آمد، ارائه تعریفی دقیق از امپرسیونیسم را مشکل می سازد. زندگی این مکتب مانند تاثیرات نوری که در تابلوهایشان خلق می کردند، کوتاه و گذرا بود اما حرکت این نهضت و نتایج آن و رویکرش به مدرنیته، بعدها مانند سکوی پرشی برای هنر پیشروی اروپا شد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1392ساعت 10:20  توسط علی منتظری  | 


سیدرضی چه کسی است ؟

ابو الحسن محمّد ابن ابى احمد، حسين ابن موسى ابن محمّد ابن موسى ابن ابراهيم ابن موسى ابن جعفر ابن محمّد ابن علىّ ابن الحسين ابن على ابن ابى طالب (عليهم السّلام) معروف بسيّد رضىّ (رضوان اللّه تعالى عليه) است.

پدر بزرگوارش ابو احمد ملقّب به الطّاهر ذى المناقب در دولت بنى العبّاس و بنى بويه جليل القدر و صاحب منزلت بود، بهاء الدّوله او را الطّاهر الأوحدى خطاب ميكرد و در نزد او بالاترين مراتب و مقامات را حائز گشته، زيرا همه صفات پسنديده در او موجود بود، در مدّت زندگانيش (نود و هفت سال) پنج مرتبه بر طالبيّين حكومت كرد.

مادر سيّد رضىّ (رحمهما اللّه) فاطمه دختر حسين ابن حسن ابن علىّ ابن حسن ابن علىّ ابن عمر ابن علىّ ابن الحسين ابن علىّ ابن ابى طالب (عليهم السّلام) است، جدّ مادرش ابو محمّد حسن ابن علىّ ابن حسن به النّاصر للحقّ ملقّب گشت، عالم و اديب و شاعر و زاهد و شيخ طالبيّين بود، براى او جنگهاى بزرگ با سامانيان پيش آمد، وفاتش به سال سيصد و چهار در طبرستان و مدّت زندگانيش هفتاد و نه سال بود.

بهاء الدّوله ابو نصر ابن بويه بسيّد رضى كه از پدر و مادر بزرگ زاده بود رضىّ ذى الحسبين لقب داد و او را الشَّريف الأجلّ خطاب ميكرد، در سال سيصد و پنجاه و نه در بغداد بدنيا آمد و در بامداد يكشنبه ششم محرّم الحرام سال چهار صد و شش دنيا را بدرود گفت و بتشييع جنازه و نماز او جميع اعيان و اشراف و قضات حاضر شدند و با تجليل و احترام بسيار فخر الملك وزير بهاء الدّوله بر او نماز خوانده در بغداد در محلّه كرخ در خانه خودش دفن نمودند، چنانكه عقيده بسيارى از مؤلّفين و نويسندگان مى‏باشد، و ممكن است جنازه او را در اوّل امر در خانه‏اش امانت سپرده پس از آن انتقال داده باشند بمشهد كاظمين (عليهما السّلام) جائيكه الان مشهور بقبر سيّد مرتضى و سيّد رضى است.

سيّد رضى، مردى عالم و فاضل و شاعر و از نجباى سادات عراق و اشعر شعراى طالبيّين بود، در زمان حيات پدرش مقام و منزلت او به آن جناب واگزار شد در حالتى كه بيست و يك سال بيشتر نداشت، ده ساله بود كه به سرودن شعر شروع كرد و پس از سى امين سال زندگانى‏ قرآن كريم را در مدّت كمى حفظ كرد، بسيار بلند همّت و شريف النَّفس بود، و از هيچكس صله و جائزه قبول نمى‏كرد حتّى صله‏هاى پدرش را به صاحبانش بر مى‏گرداند، بنى بويه اصرار داشتند كه صله از آنان بپذيرد و ليكن او جائزه‏هاى آنها را ردّ ميكرد، از جميع علوم و محاسن حظّ و بهره بسيار داشت، در طفوليّت معلّمى مانند شيخ مفيد (عليه الرَّحمة) باو و برادرش ابو القاسم علىّ مرتضى، علم الهدى (رحمهما اللّه) نصيب گرديد.

شارح معتزلى ابو حامد عبد الحميد ابن هبة اللّه مداينىّ مشهور بابن ابى الحديد در شرح بر كتاب نهج البلاغه چنين نوشته: شيخ مفيد ابو عبد اللّه محمّد ابن نعمان فقيه امامىّ شبى در خواب ديد در مسجد خود واقع در كرخ نشسته، ناگاه فاطمه (عليها السّلام) دختر رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با حسن و حسين (عليهما السّلام) كه هر دو صغير بودند وارد شد و فرزندان خود را تسليم شيخ كرده فرمود: فقه را بايشان بياموز، پس به شگفت تمام از خواب بيدار شد، و در بامداد همان شب فاطمه بنت الحسين ابن الحسن النّاصر داخل مسجد گرديد و در اطراف او كنيزان بودند و دو فرزند صغيرش محمّد رضى و علىّ مرتضى در جلو او بود، شيخ ايستاده بر او سلام كرد، فاطمه گفت: اى شيخ اين دو فرزندم را نزد تو آورده‏ام تا فقه بآنها بياموزى، شيخ گريه كرده خواب خود را براى او نقل نموده تعليم و تربيت آن دو بزرگوار را متكفّل شد، و ابواب علوم و فضائل را بر وى آن دو بزرگوار گشود بطورى كه شهره آفاق شده آثارشان جاويدان باقى و برقرار ماند.

سيّد رضى با اينكه بيش از چهل و هفت سال زندگانى نكرد كتابهاى بسيارى تأليف نمود كه مشهورترين آنها نهج البلاغه است، و ما اكنون عين عبارات آنرا از روى نسخ صحيحه با اعراب درست و بدون غلط نقل و در هر فصلى ترجمه و شرحش را به فارسى سليس و روان بيان مى‏نماييم،[1]

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 11:1  توسط علی منتظری  | 

مکتب  اگزیستانسیالیم (اصالت وجود)
اقای مارتین هایدگر بزرگ ترین فیلسوف  ان بوده است .
این مکتب عقیده دارد اول وجود  بوده بعد ماهیت وشکل ما بوجود می اید.ایشان معتقد است :انسان دوحقیقت دارد یکی کاذب ویکی واقعی است  .در واقع حقیقی وغیر حقیقی .
منظور این است که انسان ها سقوط کردندوهبوت را قائل نیستند وقبول ندارند به خاطر گناهی که انجام دادند.
اما ما اعتقاد داریم اول انسان ها هبوت کردند وحضرت ادم گناه نکرده.
این مکتب معتقد است نباید با انسان نشست وبرخاست کرد ودر واقع تودهای شدن وبا مردم شدن کاری است منفی
است.همانند چند غذا که کنا ر هم باشد هیچ کدام مزه خودرا حفظ نمی کند.

دراین مکتب ازادی کامل با انسان است ومحور فقط انسان است وانسان هر راهی برود سعادت مند است.
از خود بیگانگی یا با خود بیگانگی :هگل فیلسوف المانی نظریه ای را بیان نمود که طبق ان اگر انسان بخواهد به سعادت برسد باید سه مرحله را طی کند
1-با خود یگانگی 2- از خود بیگانگی 3- با خود بیگانگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 10:21  توسط علی منتظری  | 

افسانه
اولین موجود اهورا مزدا.بعداز ان کیومرث به همراه یک گاو.
بعداز مرگ کیومرث در زمین درکانی های گران قیمت فرو می رود.یک قطره از کیومرث دو شاخه ریواس روئید.
سپس فرحه از اسمان امد ودر وجود ان شد.
مشی ومشیانه(اولین زن ومرد)از نتیجه این رویش است.برای همین است که مجردها در روز سیزده بدر برای پیوند خودشان دو شاخه نارس سبزه را به هم پیوند می زنند.
چهارشنبه سوری : یک نوع فرافکنی است .سال به دوازده ماه است.در 5 روز اخر سال پنج شنبه گم شده است.
برای همین این 5روز را جشن می گرفتندوپایان 5روز ارواح به زندگی می امدند وبرکت میدادند

اتش چهارشنبه سوری :فلسفه روشن کردن اتش در شب چهارشنبه سوری برای این است که ارواح راه را گم نکنند وخانه را روشن ببیند.
گرد وخاک :مظهر اهریمن گرد وخاک است برای همین قبل از ورود ارواح خانه تکانی را انجام می دادند تا خانه از وجود گرد وخاک که مظهر اهریمن است پاک  کنند.
سفره هفت سین : چیدن سفره هفت سین برای این است که ارواح سر سفره بنشینند وبرکت بدهند
قاشق زنی :در واقع نقش یک روح را بازی می کند که لباس مشکی وپوشیده ای دارد.
اخری جمعه شب سال :فانوس روشن کرده مراسم شال را اجرا می کردنند تا ارواح درست فرود بیایند

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 9:40  توسط علی منتظری  | 

مدیریت روابط عمومی2

هرم نیازهای مازلو:1-فیزیکی2-اجتماعی3-احترام4-خود شکوفائی
نکته:هیچ رفتاری بی دلیل نیست.
مهارت های مدیران 1-ادراکی 2-انسانی 3-فنی
نکته :منطقی ترین روش تغییر رفتار اموزش است.
اگر در مواضع خاصی افرادی دارای انتظار باشند ومدیر به انها پاسخ ندهد موجب کدورت خاطروگریز فرد را فراهم می کند.
دانشمندان معتقد هستند که انسانها در سه حالت روانی به یکدیگر نیازمند هستند 1-شادی2-غم-3-ابهام
نظریه وجودوارتباط ورشد الدفر:نیازهای انسان به صورت یک طیف است که به سمت بالا یا پائین حرکت می کند.
نظریه هرزبرگ :اگر بتوانیم کار رابرای کارکنان معنی دار وجذاب وجالب کنیم کارکنان بیشتر تلاش می کنند.
نظریه عدالت :ادامز معتقد است افراد تمایل دارند با انها عادلانه رفتار شودوپاداش ها مطابق تلاش های انها داده شود.
اجزا: 1-فرد 2-دیگران 3-دادها 4 ستادها
نظریه انتظار:ویکتور وروم معتقد است انگیزش فرد تابعی از ظرفیت وانتظار وسودمندی است.
نظریه تقویت :رفتار بااستفاده از تقویت مثبت ومنفی وتنبیه خاموش سازسی قابل کنترل است.
الگوی y,xمک گریگور.
ارجایگریس:دو نوع رفتار را ارائه کرد وتکمیل کننده نظریه مک گریگوری بود.1-الگوی دستوری 2 –الگوی حمایتی.انسانها به دو دسته تقسیم شدند 1- رشد یافتگی 2- رشد نیافتگی.
اریک برن:روان شناس المانی در تحلیل تعامل معتقد است شخصیت افراد مجموعه ای از رفتارهای اوست.این رفتارهادرسه حالت من کودک ومن بالغ ومن والد می باشد.افراد سن روانی وسن جسمانی متفاوتی را دارند
من والد:جز ارزیابی کننده هاست که رفتارهای ارزشی ما را سبب می شود.
من بالغ:مشا رفتار منطقی وعقلانی ماست وخالی از احساسات وعواطف است .
من کودک:منشا رفتارهای عاطفی وکودکانه است.
واگنر معتقد است شخصیت سالم ان است که بین سه حالت والد وبالغ وکودک خوش حال موازنه ایجاد کند.
مدل نظریه زندگی لوئی هریس:
1- نه من خوبم نه تو خوبی  2-من بدم وتو خوبی 3-من خوبم وتوبدی 4-من خوبم وتو خوبی .
که بعد چهارم دارای ارتباط است.
چارلز هندی معتقداست که مدیریت چهار تیپ دارد 1-زئوس مظهر فرهنگ باشگاهی است (پدر سالاری)
2-اپولو مظهر فرهنگ نقش هااست( انسان موجودی عقلانی است)
3- اتنا مظهر فرهنگ کار است وفقط تخصص به عنوان مبنای قدرت است .
دیونیسوس مظهر فرهنگ اگزیستانیسالیستی .برخلاف سه مرحله اول که فرد تابع سازمان است سازمان باید برای ایجاد رضایت در فرد کوشش کند.
ادگاردین شارمن معتقد است شخصیت انسانها عبارت است از 1-انسان عقلانی- اقتصادی 2-انسان اجتماعی 3-انسان خود یاب 4-انسان پیچیده
نظریه پنجره جو-هری. برای تحلیل سو ارتباط وعدم تفاهم کارکنان ومددیران این مدل توسط جو وهری تنظیم شد
1-من اگاه 2- من نهفته 3- من نابینا 4- من نااگاه
سه شخصیت تری گلین : تری گلین معتقد است که مدیران سه شخصیت دارند :
1-قاطع 2-پرخاشگر 3- سلطه پذیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 11:12  توسط علی منتظری  |