تحقیقئ

باسمه تعالي

 

اگر ما بخواهيم بحث مديريت رسانه را داشته باشيم ، در ابتدا بايد بدانيم كه رسانه و سازمان رسانه اي چيست ؟ چه سازمان رسانه اي مد نظرمان است و بعد از آن به سراغ نوع مديريت اين رسانه ها برويم و بايد اول رسانه و سازمان رسانه اي را بشناسيم . مديريت و سازمان لازم و ملزوم همديگرند . يعني مديريت بر يك نوع سازمان و حالا از نوع رسانه اي بايد آن سازمان را شناخت . سازماني كه متفاوت با سازمانهاي ديگر است و ويژگيهاي خاصي دارد .

تعداد زيادي تعريف از رسانه شده است و به تعداد محققان حوزه رسانه ، ما تعريف در رسانه داريم .

رسانه چيست ؟ چگونگي و چيستي رسانه ؟ در مورد اينها همه بحث شده است .

رسانه را ما ابزار و وسيله مي دانيم و اكثر كارهاي مديريت رسانه اي كه انجام شده است ، رسانه را يك ابزار و يك ظرف مي داند يعني آن رويكردي كه تعريفش از رسانه اين است كه رسانه ظرفي است كه ما هر چه مظروف داشتيم در اين ظرف مي ريزيم و مظروف ما شكل اين ظرف را خواهد گرفت . ما به اين تعريف و به اين فلسفه پايبنديم چرا كه اكثر كارهاي مديريت رسانه اي كه شده ، تعريفشان از رسانه همين است .

رسانه وسيله اي براي نقل  و انتقال اطلاعات كه مي تواند اين اطلاعات به طور كلي شامل اخبار ، شامل بخشي از آموزش و ممكن است كاركرد سرگرمي رسانه باشد .

رسانه وسيله اي است براي نقل و انتقال اين اطلاعات به طور اعم و ايده ها و افكاري كه در جامعه وجود دارد .

رسانه را ما يك واسطه عيني و عملي در فرآيند برقراري ارتباط مي دانيم .

گفتيم كه رسانه يك واسطه عيني و عملي در فرآيند برقراري ارتباط است . ارتباط انسانها در قديم گرچه چهره به چهره بود ، چون جوامع كوچك بودند ولي هر چقدر اين جوامع بزرگ تر شدند ما نياز پيدا كرديم به ابزاري كه واسطه ارتباط ما به سمت ديگران و اين ارتباط را تسهيل بكنند .

رسانه هم يك علم است و هم يك هنر . يعني امروزه رسانه را به مثابه يك علم داريم و در دانشگاه تعليم مي بينيم و تدريس مي كنيم .اما به رسانه نگاه هنر هم شده ، از هر دو منظر مي توانيد كارهايي كه در حوزه ادبيات رسانه اي انجام شده را ببينيد منتها رويكرد غـالـب رويكـرد علـم به رسانـه و مديريت رسانـه اسـت . رسانه اي كه ما الان مي شناسيم مولود انديشه انسان است و متاثر از جامعه يعني آن چه كه انسان نياز داشت براي برقراري ارتباط ، رسانه بود و رسانه را ايجاد كرد .

هر نوع رسانه اي كه مي بينيد اعم از  رسانه چاپي ، ديجيتالي ، راديو تلويزيون و هر نوع رسانه اي و با هر دسته بندي كه ببينيم براساس احتياج انسانها به برقراري ارتباط و تسهيل ارتباطات ، اين رسانه ها شكل گرفته اند و انسان رسانه را  ايجاد كرد ، ابداع كرد ، آفريد . چه رسانه دستگاه فيزيكي ملموس باشد چه يك نرم افزاري براي برقراري ارتباط .

مك لوهان معتقد است كه رسانه همان پيام استو مد نظرش اين است كه صورت و شكل رسانه كه در هر دوره اي توسط افراد آفريده شده ، او مي گويد قالب و شکل رسانه بر پيام ارجحيت دارد. بر محتواي پيام برتري دارد و آن را تحت تاثير قرار مي دهد . يعني شيوه هاي نشر هر فرهنگ بر محتواي پيام تاثير دارد .

يك زماني بود كه انسان پيام خودش را از طريق رسانه هاي چاپي منتقل مي كرد اين ظرفي كه قرار داده مي شد ، اين ظرف روزنامه هاي چاپي و نشريه هاي چاپي يا كتاب و اين محتوا را درون آن مي ريخـت و به خـود پيام شكل مي داد يعني انسانهايي مي آفريد ، پيامهايي را در جامعه رواج مي داد كه معمولاً مخصوص نخبگان بود . اما بعد از آن در كهكشان ماركني و بعد از آن وجود تلويزيون در جوامع ، رسانه به شكلي شد كه انسانهايي را آفريد كه ارتباطات آنها با هم به يك شكلي مثل قديم شفاهي و ديداري شد . بيشتر هم عوام از اينها استفاده كردند . يعني آن محتوايي كه ارائه شد در قالب رسانه همه گير و فراگير و توده اي باعث شد كه توده هاي انساني بوجود بيايد يعني انسانهاي توده اي سراغ رسانه بروند و رسانه را مصرف كنند .

بحث ما راجع به رسانه است . رسانه را محملي و بستري تعريف مي كنيم كه پيام از طريق آن تعريف مي شـود ، مي تواند اطلاعات باشد ، مي تواند سرگرمي باشد ، مي تواند آموزش باشد و يا هر پيام ديگري .

رسانه ها طيف گسترده اي هستند . الان رسانه هاي جمعي مد نظر ماست كه ماهيت توده اي دارند كه اين ماهيت توده اي ، آنها را از بقيه رسانه ها جدا مي كند . ما رسانـه را در پارادايمـي تعريف كرديـم كه رسانـه را يك ظرف مي داند .

حس بصر در رسانه هاي امروزي ارجحيت دارد.

ابتدا به ارائه تعريفي از سازمان مي پردازيم. مشخصات سازمان: 1-مبتني بر هدف 2-ساختار به       3-سيستم هاي هماهنگ داشته باشد و 4-با محيط خارجي در تماس باشد.

وقتي سازماني در جامعه هم تعدد کار کردن داشته باشد و هم در يک گستره زماني طولاني فعاليت کند به آن نهاد مي گويند. مثل نهاد اقتصاد، نهاد خانواده، حکومت، آموزش و مذهب. ما به رسانه و سازمان رسانه اي هم نهاد مي گوييم. نهادي که امتداد زماني و تعدد کارکردي دارد.

رسانه ها را به شكلهاي مختلفي تقسيم بندي كرده اند و به عنوان مثال گاهي رسانه را به رسانه اي ذيل تقسيم بندي كرده اند :

1- رسانه هاي ميان فردي : مثل تلفن ، موبايل

2- رسانه هاي گروهي : خاصيت توده اي بودن را ندارد و نامتجانس بودن مخاطب را ندارد . رسانه مدنظرمان يك گروه خاص محدود است مثل جامعه پزشكان ، جامعه مهندسان . اگر براي اين گروه نشريه اي چاپ شود ، اين رسانه به گروه خاصي تعلق دارد .

3- رسانه هاي جمعي : مثل راديو تلويزيون

دسته ديگري ازرسانه ها :

1- رسانه هاي ديداري : تلويزيون ، سينما

2- رسانه هاي شنيداري : راديو

دسته ديگري از رسانه ها در بحث مدرنيته و سنت مطرح است :

1- رسانه هاي سنتي : راديو تلويزيون يا قديمي ترين و سنتي ترين رسانه سنتي كه منبر است .

2- رسانه هاي مدرن : رسانه ها ملي تر هستند مثل اينترنت و يا تلويزيون تعاملي

دسته ديگري از رسانه ها به لحاظ كيفيت :

1- رسانه هاي دولتي يا governmental : مثل صدا و سيما ، راديو تلويزيون دولتي كه دولت به آنها بودجه مي دهد ، بر آنها نظارت مي كند ، راهبردهايشان را تعيين مي كند . برايشـان برنامـه ريزي مي كند و به نوعـي آنها را مديريـت مي كند . اين رسانه هاي دولتي يا governmental بيشتر رسانه هاي ايدئولوژيك هستند . راديو تلويزيون دولتي تقريباً در همه كشورهاي دنيا وجود دارد . مثل ايران كه صدا و سيمايش وابسته به ايدئولوژي غالب حكومت است .

2- رسانه هاي عمومي يا Public Media : متكي به اعانه هاي مردمي است ، متكي به عوارضي است كه مردم مي دهند . بودجه دولتي ندارد و بيشتر به نفع همگاني است . به عنوان مثال اگر ما شهرداري را يك نهاد عمومي بدانيم ، رسانه هاي وابسته به شهرداري ، رسانه هاي عمومي محسوب مي شوند براي اين كه هزينه هايشان را نه از دولت بلكه از مردم مي گيرند .

3- رسانه هاي خصوصي يا رسانه هاي تجاري Commercial : اين رسانه ها تحـت قوانيـن تجـارت عمـل مي كنند و آزادي زيادي دارند چون نه نيازي به كمك دولتي دارند و نه نيازي به كمك مردمي دارند . تبليغات و فروش برنامه دو تا از منبع هاي مهم درآمدي آنهاست . قصدشان سودآوري است. اين رسانه ها براي اين كه به اهدافشان برسند بحث پروپاگاندا دارند چرا كه اسپانسرهاي قوي مي گيرند و اين اسپانسرها وابسته به يك سري احزاب و گروهها هستند كه براي تبليغ ايدئولوژي خودشان در جامعه دارند هزينه مي كنند . فروش برنامه ، فروش خدمات ، اشتراكها ، تبليغات ، اينها همه از منابع درآمدي رسانه هاي خصوصي يا Commercial است البته كمتر اين نوع رسانه در كشور ما وجود دارد اگر هم وجود دارد رسانه هاي خيلي كوچكي هستند در خيلي از كشورها اين رسانه ، يك رسانه غالبـي اسـت و بسياري از رسانه هـا بر اين اسـاس مديريـت مي شوند .

تقسيم بندي ديگر براساس گستره فعاليت است . ملاك اصلي اينجا مخاطب است يعني گستره فعاليت رسانه اينست كه چقدر مخاطب را دربرمي گيرد :

1- رسانه هاي محلي : مثل روزنامه اي كه در يك شهرستان چاپ مي شود

2- رسانه هاي ملي : مثل روزنامه سراسري

3- رسانه هاي منطقه اي : مثل شبكه الجزيره

4-رسانه هاي بين المللي : مثل CNN و بي بي سي

ملاك اصلي اينجا مخاطب ماست . اين هم به لحاظ گستره فعاليت يا گستره پوششي است كه چقدر از مخاطب را دربر مي گيرد .

ما با سازمان رسانه اي آشنا شديم ، آنهم به شكلي كه تقسيم بندي مختلفي از محققان مختلف ارائه شد .

سازمان رسانه اي چه نوع سازماني است ؟ چه ويژگيهايي دارد و چه تفاوتهايي با سازمانهاي ديگر دارد كه رشته اي به عنوان مديريت رسانه بوجود آمده است . سازمان رسانه اي يك سري ويژگيهايي دارد كه كار مديريت آن را خاص مي كند . يك سري تعاريفي از سازمان رسانه اي شده كه ما وفادار خواهيم بود به تعريف سازمان ، منتها آن رويكردي به سازمان رسانه اي كه متفاوت است ، تعاملي است ، منسجم است ، بسيار حساس است و منظور ما از سازمان رسانه اي يك سازمان رسانه جمعي است . سازمان رسانه اي يك سري ويژگيهايي دارد كه تعريف سازمان در مورد آن معنا پيدا مي كند به عبارت ديگر يك نهاد اجتماعي مبتني بر هدف ، ساختارش به صـورت آگاهانه طرح ريزي شده ، سيستمهاي فعال و هماهنگ براي انجام كارش دارد و با محيط خارجي در ارتباط است .

در مورد سازمان رسانه اي هم معنا پيدا مي كند منتها سازمان رسانه اي يك سري ويژگيهاي ديگري علاوه بر اينها دارد كه مديريتش را خاص كرده است . اين ويژگيها چيست ؟

مك كوئيل رسانه ها را در مقايسه با ساير سازمانها ، سازمانهاي پيچيده اي مي داند كه با نبود قطعيت بيشتري نسبت به سازمانهاي ديگر مواجه هستند . تاثير پذيري محصولات رسانه ها از ديدگاه ارزشي صاحبان آنها مي گويد خيلي زياد است .

براي اين كه ويژگيهاي سازمان رسانه اي را بشناسيم و بتوانيم يك روش مديريت مناسب را براي آن انتخاب كنيم ، ايده هاي مختلفي ارائه شـده از محققـان ماركسيسـم ، فمينيسـم ، حوزه دروازه بانـي خبـر ، كثـرت گرايي و كنش اجتماعي ، همه در مورد سازمان رسانه اي اظهار نظر كرده اند . افرادي مثل مالتيس كه ، مك كوئيل و ويليامز به جمع بندي اين ديدگاهها پرداختند و گفتند كه پيچيدگيها و ويژگيهاي خاص سازمان رسانه اي چه چيزهايي است .

يك دسته بندي در رابطه با ويژگيهاي سازمان است كه انديشمندان ارائه دادند .

از جمله ي ويژگيهاي رسانه هاي جمعي نسبت به رسانه هاي ديگر به شرح ذيل است :

1-مخاطب انبوه دارند. 2-مخاطب آنها نامتجانس است و بايد سلايق همه ي آنها را مدنظر قرار داد. 3-ارزان و در دسترس است. 4-بازخور از مخاطب دارند. يعني به نوعي مي توان گفت؛ وقتي Mass بودن، انبوه و جمعي بودن، رسانه هاي جمعي را از ديگر رسانه ها جدا مي کند.

تعريف مديريت رسانه: به کارگيري بهينه منابع مادي و انساني با استفاده از کارکردهايي مثل برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و کنترل بمنظور تحقق اهداف سازمانهاي رسانه اي.

* ويژگيهاي خاص سازمان رسانه اي: 1-محصول انتزاعي و فرهنگي بوده و محصولي مادي نيست؛ زاييده ي خلاقيت کارکنان است؛ خلاقيتي که مي تواند با يک بودجه کم، دنيا را به تسخير خود درآورد. محصول خاص است. 2-سرعت در کار رسانه بسيار تعيين کننده است. 3- محصول منتشر شده از آنجاييکه بر افکار عمومي تاثير گذاشته و بر ذهن مخاطب تاثير مي گذارد، ديگر قابل جمع آوري نيست. 4-محيط پويا دارد. محيطي پويا و متغير که بسيار پيچيده است. 5-تعدد کارکردي در سازمان هاي رسانه اي (کارکرد اقتصادي، اطلاعاتي، آموزشي، فرهنگي، اطلاعاتي و ... که فقط در رسانه باهم جمع مي شوند. 6-ماهيت چندگانه اي دارد (ممکن است ماهست اقتصادي، سياسي و ... باشد). 7-شبکه گسترده توزيع آن خاص است و محصول خود را به راحتي در سطح گسترده اي مي تواند منتشر کند. 8-نيروي انساني سازمان رسانه اي، افرادي خلاق و نوآور هستند. 9-تفاوت در ماهيت گيرندگان خدمات: مخاطب هم به لحاظ کميت و هم گوناگوني، بسيار گسترده است. کميت بسيار مهم است و سلايق مخاطبان نيز بسيار گسترده و گوناگون است. همگني مخاطبان بسيار کم است. 10-تعيين هدف در برنامه رسانه اي بسيار سخت است چون برنامه را طيف گوناگوني از افراد مي بينند و چالشي بين مخاطب و نظام حاکم وجود دارد. 11-سنجش اثربخشي در سازمان هاي رسانه اي بسيار دشوار است. اينکه چطور افکار عمومي را تحت تاثير قرار دهيم بسيار سخت است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:12  توسط علی منتظری  | 

 

کارآفرین رسانه ای

تعریف : ایجاد کسب و کار جدید با یک کلید واژه بسیار حیاتی به نام نوع آوری و خلاقیت.

 سازمان رسانه ای یک سازمان ریسک پذیر است و نیاز به نوع آوری و خلاقیت دارد . در ایجا دو رویکرد کار آفرین رسانه ای بوجود می آید

رویکرد اول ) پیگیری فرصت های مستقل در سازمان رسانه.

  در این رویکرد به ارائه محتوای جدید از طرف سازمان رسانه ای هستیم .

رویکرد دوم ) گسترش کار در سازمان رسانه .

 در واقع فرصت های مستقل بسیاری را ایجاد می کند و سعی می شود که کار آفرینی را رسانه تبلیغ کند .

رفتار کار آفرینان رسانه دارای دو سر طیف است . که یک سر طیف آن شرکتهای و سازمان هستند که کارآفرینی می کنند و سر دیگر طیف محافظه کارانه است .

ابعادی که بر کارآفرین تاثیر گذار است

1 – جهت گیری استراتژیکی سازمان رسانه ای . دراین جهت گیری شرکت رسانه ای باید محصولی را تولید کنند که هم رضایت مخاطب و هم در آمدزایی را به همراه داشته باشند .

2 – تعهد به فرصت است . شرکت های کارآفرین رسانه ای به شکل عمل گرا کار می کنند و به دنبال ایجاد و خلق کار هستند اما شرکت های دیگر تحلیل گیر و ریسک گریز هستند .

3 – کنترل منابع . یک کارافرین ترجیح می دهد منابع کمتری را داشته باشد و باز دهی بالایی را ارائه  دهداما یک شرکت کار آفرین به دنبال خرید منابع سخت افزاری و استخدام نیروی انسانی است .

4 – ساختار مدیریت در سازمان رسانه ای

ساختار یک رسانه کار آفرین به شکل تخت می باشدوسلسه مراتب در آن بی معناست .

5  - رشد

یک سازمان رسانه ای کار آفرین به دنبال رشد بوده و ایستا نیست .

چارچوب نظری : فرآیند اتخاذ نوع آوری در بین مشتریان را مشخص می کند. برای اتخاذ چارچوب  نظری دو جنبه در نظر گرفته می شود  الف ) عوامل اقتصادی ب) عوامل غیر اقتصادی .

دس (2010) معتقد است بعد کلیدی در سازمان رسانه ای تمرکز بر نوع آوری است .

6 – فرهنگ کار آفرینی

یک سازمان رسانه ای کارآفرین خلاقیت ها را در سازمان خود تر ویج می کند .

ویژه گی های رسانه ای

1 – محصولات رسانه دو گانه هستند .

 2 – محتوای رسانه ها یک کالای عمومی است .

3 – سازمان رسانه ای بیشتر برروی منابعی که درامدزا باشدسرما یه گذاری می کند که هم از مخاطب و هم از تبلیغ کننده پول بگیرد .

4 – در آمد بسیاری از محصولات رسانه ای با توجه به زمانی است که به مخاطب ارائه می شود .

5 – دارای ریسک پذیری بالایی در شاخه نوع آوری است .

6 – محصولات رسانه ای به ندرت برای یک بازار رسانه ای تعریف می شوند .

7 – نوع صنعت رسانه در ارائه نوع اوری به بازار متفاوت می باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:9  توسط علی منتظری  | 


N

·       موسسه نظری gallop pole ( بانک اطلاعات جهانی )

ما در مركز جهاني كارافريني فرهنگي، در دنيايي قرار ميگيريم كه كارافريني فرهنگي، ارزش هاي فرهنگي و ثروت، ايده پردازي و تنوع فرهنگي را در سطح جهاني خلق مي نمايد. ما در رويارويي با دنيايي قرار مي گيريم كه كارآفرينان فرهنگي عاملين نوآوري فرهنگي بواسطه سرمايه گذاري هاي فرهنگي خود هستند.

 از اين منظر ، اولين شبكه جهاني ارتباطي كارآفرينان فرهنگي ، سرمايه گذاران فرهنگي و تحليل گران كارآفريني فرهنگي مي باشند. كارآفرينان فرهنگي متفاوت از مديران فرهنگي هستند . كارآفرينان فرهنگي به دنبال كسب فرصت هايي بدون توجه به كنترل منابع موجود بوده  و براي كسب درآمد ريسك پذير هستند. مديران به عبارتي عملكردهاي استاندارد شده اي را در سيستم هاي سازماني تقويت مينمايند.

 آموزش و توسعه كارافرينان فرهنگي متفاوت از آن چيزي است كه مديران فرهنگي آنرا به كار مي گيرند. صنايع فرهنگي تنها زماني توسعه مي يابد كه كارافرينان فرهنگي به منابع مورد نياز دسترسي داشته و با تقاضاي رو به رشد بازار روبرو شوند.

  خدمات حمايتي براي كارافرينان فرهنگي مي بايست در جهت كسب فرصت هاي سرمايه گذاري هاي فرهنگي و ارائه ابزارهايي باشد كه منجر به كاهش فقر ، برقراري ارزش فرهنگي و ترويج تنوع بازارهاي جهاني فرهنگي باشد.

عصر جدید نوآوری یعنی مشارکت در ارزش آفرینی از طریق شبکه های جهانی.

درواقع تحول در کسب وکار، فرایند کسب کار ، رویکرد های تحلیل ، معماری فنی برای نوع آوری سیستمهای قدیمی سازمان ، مدیریت تنش میان کارائی و انعطاف پذیری ، پیکربندی استعدادها و مهارت ها و برنامه کاری برای مدیران دراین مرحله مشخص شده  است و همچنین چهارچوبی در روش نظام مندی برای شناسایی قابلیت ها و تهدیدها و همچنین برنامه ای از ابتکارات راهبردی برای تعیین مدیریت توسعه می باشد.

 تببين پرسش ها و چالشهای مرتبط با توسعه سرمایه اجتماعی که به عنوان منبعی برای تسهیل روابط میان افراد تلقی میشود. این منابع شامل نهادها ، هنجارها ، اعتماد ، مشارکت آگاهی و بسیار موارد دیگر است که به روابط و تعاملات میان افراد حاکم می باشد و میتواند پیامدها و نتایج مختلفی به عملکرد افراد و جوامع داشته باشد.

افزايش  اعتماد ، افزایش مشارکت ، توسعه فعالیت های داوطلبانه ، ارزش آخرین و نوآوری ، هنجارسازی اجتماعی،دانش آفرینی، هویت بخشی ، تحقق دموکراسی از عوامل بسيار مهمي مي باشد. مثلا در ايران  بانك دي خود را يك بانك ارزش افرين از طریق شبکه جهاني معرفي نموده .با توجه به نگاه اجمالي به بروشورهاي سازمان كه در ان چشم اندازوخدمات وهمچنبن ماموريت ومنشور اخللاقي را به طور کامل به دنیا معرفي نموده .

ويا مثلاً کمپانی  بيسي از دفتر خود درآرژانتین تبلیغ جدیدی راساخته وبرای تبلیغ محصول خود درآن ازنامهای "ژوزه مورینیو" سرمربی رئال مادرید و "پپ گواردیولا" سرمربی سابق بارسلونا استفاده کرده

دراین تبلیغ می خوانیم: فوتبال رامتحول ساخت :مورینیو نه ، پپ  بله  .

بانك اطلاعات جهاني يكي از منابع مهم ومورد اطمينان براي تحقق به اين اهداف مي باشد.افزايش اعتماد در قالب اين بانك جهاني مي تواند هرموسسه اي رادر فرايند كسب كار وهمچنين نوع اوري در توليد سرمايه اجتماغي پشتيباني وهدايت كنند.وحتي مي توان از ان ازانحلال يك سازمان جلوگيري كرد(انتروپي مثبت)

تهیه کننده : علی اصغر منتظری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:24  توسط علی منتظری  | 

رازهای مردانه را بشناسید!


در كانون خانواده آنچه كه باعث تداوم و بقای صمیمیت می گردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم است. در این میان نقش یك زن می تواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد.


مرداگر چه ازدواج آسان نیست اما استمرار و تداوم آن بسیار مشکل تر و سخت تر است، اما در این گزارش به آنچه که زنان باید از مردان و زندگی مشترک خود بدانند می پردازیم. شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود.

همه خانم‌ها دلشان می‌خواهد قلب شوهرشان را كاملا تسخیر كنند و از او حرف‌های حق‌شناسانه و محبت‌آمیز بشنوند، اما اغلب آنها گاه و بیگاه دچار امواج خشم، بی‌احساسی، بی‌حوصلگی و كم‌توجهی شوهرانشان می‌شوند. روانشناسان و مشاوران خانواده اعتقاد دارند كه آقایان، پیام‌هاى دیدارى را دریافت مى‌كنند و خانم‌ها پیام‌هاى شنیدارى را دوست دارند.

 

لذا بهتر است برخی از رازهای درونی مردان را بشناسید تا بتوانید برای آنها زنی ایده آل و جذاب باشید :

** در نظر داشته باشید مردها طوری با شما رفتار می كنند كه خودتان به آنها اجازه می دهید، سعی کنید، تماس های مکرر با همسر خود را فراموش كنید ، همیشه در دسترس بودن خانم ها خوب نیست.

**بسیاری از زنان فکر می کنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند. اما واقعا اینگونه نیست اگر چه به زیبایی بهای بسیاری می دهند اما اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.

** مردان از زنان با نشاط و با روحیه خوششان می آید. پس سعی كنید شادمانی را به زندگی خود راه دهید. زنانى كه همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبى دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشترى برخوردارند

** مردان دوست دارند همسران قدرشناسی داشته باشند؛ وقتی شوهرتان خسته از كار روزانه به خانه برمی‌ گردد به استقبالش بروید و با خوشرویی از او پذیرایی كنید و هنگام رفتن به سر كار او را بدرقه كنید. وسایل او را از دستش بگیرید و از خریدهایش تعریف كنید.

** یكی از خصایص بارزی كه می تواند احساس رضایتمندی را در كانون خانواده حاكم كند، قناعت است تلاش کنید قانع و راضی باشید.

** مردها معتقدند: خانم ها زیاد حرف می زنند یا بسیار غرغر می زنند، پس ثابت کنید اینگونه نیست. مردان از این خصیصه خوششان نمی‌آید، سنجیده و بجا سخن بگوید و غر نزنید، تلاش کنید چیزی هایی که برای همسرتان تعریف میکنید تکراری نباشد

** اگر می خواهید شوهرتان را اسیر کنید از ابراز احساسات غافل نشوید؛ البته نه تنها با رفتارها و گفتار کلیشه ای.

** یکی از اشتباهات بزرگ زنان این است که فکر می کنند هر چه سربه زیرتر باشند جذابترند، همیشه مهربان و با گذشت نباشید، انعطاف پذیر باشید.

هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید، او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید

** مردان معمولا نیاز خود به نوازش و توجه را بر زبان نمی آورند.

** مردان بیشتر از آنکه به جا، مکان یا غذا بهاء بدهند، به مسائل جنسی اهمیت می دهند. بنابراین ریشه مشکلات خانوادگی را باید در خلوتگاه آنها یافت.

** مردان دوست دارند بیش از همسر خود در آمد داشته باشند زیرا به آنها احساس قدرت و امنیت می دهد.

** مرد ها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد.

** مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیر مستقیم صحبت کنند. هیچ مردی از زن خود فقط نوازش طلب نمی کند، اما شما اگر واقعاً زندگی و همسر خود را دوست دارید حتما این کار را انجام دهید.

** غرور برای مردان اهمیت زیادی دارد و به هر طریقی اگر غرور او را بشکنید، او را از دست خواهید داد.

** شاید عجیب باشد ولی خیلی شنیده می‌شود كه مردان، زنان باهوش را دوست ندارند و دلشان می‌خواهد همسرشان نسبت به آنان معلومات کمتری داشته باشند.

این موضوع به آنان حس بهتری می‌دهد و برعكس این موضوع حس حسادت و رقابتشان را برمی‌انگیزد. بنابراین جلوی آنها ابراز فضل نكنید و تا جایی كه می‌ توانید با وجود توانایی جسمی و فكری از آنان كمك بخواهید. به همسرتان احترام بگذارید و به جای رقیب درست كردن برای او از او تعریف و تمجید كنید.

مرد** مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند. به زن اندرز دهنده نیاز ندارند. گاه زن‌ها اشتباهات مردها را به آن‌ها گوشزد می‌کنند. این کار به خصوص اگر در مقابل دیگران انجام شود فاجعه است.

** اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند. اما همه آنها نیاز دارند، زمانی مخصوص خود داشته باشند، به مرد ها فرصت بدهید، به مردها آزادی عمل بدهید، بگذارید به آنچه دوست دارند، دست پیدا کنند آنها را تشویق کنید مسافرت بروند و تفریح کنند، با دوستان خود باشند و یادی از دوران مجردی و کودکی خود کنند.

** هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید، او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید.

** در ناراحتی‌هایش شریك شوید و شنونده خوبی باشید و پند و اندرز دادن را كنار بگذارید و از گفته‌هایش سوء استفاده نكنید. آشپزخانه پر رونقی داشته باشید و اگر می‌خواهید از شوهرتان كمك بگیرید از كارهای ناشیانه‌اش ایراد نگیرید و هر كار خوب او را تحسین كنید تا برای انجام بقیه كارها، ترغیب شود.

 

ارتباط همسران با کیفیت بالا


مهارت‏های ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی ا‏ست؛ به‏طوری که زوج‏ها با کسب آگاهی و مهارت‏های لازم می‏توانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند.


اما شما خواننده محترم؛ تا کنون از خود پرسیده اید برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟

زناشویی با کیفیت بالااصولاً در هر زندگی عشق و محبت از ستونهای اصلی نظام خانواده است كه در بعضی خانواده ها بعد از مدتی از زمان ازدواج دچار مسائل و مشكلاتی می شود كه اگر به آن توجه اساسی نشود به مرور باعث از هم پاشیدن زندگی خانوادگی می شود.

در این مقاله سعی می شود راههای تداوم عشق و علاقه و ابراز محبت بین زوجین اشاره شود تا سلامت روحی و روانی و تداوم زندگی زوجین را روزبه روز افزایش دهد.

 

عاطفی باشید:  بسیاری از ما احساسات و اندیشه‌هایمان را ابراز نمی‌کنیم. تجربه‌های تلخ در جوانی، روش زندگی پدر و مادر یا دوستانمان، ما را بر حذر می‌دارد از اینکه ابراز احساسات کنیم.

فراموش نکنید که شخصی که بااو زندگی می‌کنیدکسی است که او را دوست دارید و او هم به شما وابستگی عاطفی دارد. او کسی نیست که شما احساساتتان را از او پنهان کنید و مانند سنگ سخت درمقابلش بی انعطاف باشید. زمانی که نیازهای عاطفی تان را نشان می‌دهید و اجازه می‌دهید همسرتان نیز اینگونه رفتار کند از پس بسیاری از مشکلات آینده برخواهید آمد زیرا اگر مثلا اختلاف نظری با همسرتان پیداکردید او را در جبهه مخالف خودتان نخواهید دید و می‌توانید امیدوار باشید تااز راه همدلی آن را رفع کنید.

او را بپذیرید: تغییر آدمها بسیار سخت است و درواقع کار فرسوده کننده و بی نتیجه‌ای است. تا پیش از ازدواج شما فرصت داشتید شخصی را که مشابهت‌های روحی و فکری بیشتری با شما دارد را پیدا کنید. وقتی با کسی ازدواج کرده‌اید احتمالا او ویژگی‌های متفاوت و منحصربه فردی داشته است که شما او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده اید. اگر ذره‌ای فکر کرده‌اید که «مهم نیست الان اینجوریه بعدا خودم درستش می‌کنم» باید بدانید که اشتباه بزرگی مرتکب شده اید.

همسر شما می‌تواند انسان انعطاف پذیری باشد و حتی برخی از جزییات مثل عادت خوردن یک غذای خاص را هم منطبق با خواسته شما کند و یا می‌تواند اصول فکری و عادت‌های خاص خودش را داشته باشد و به هیچ وجه از آنها دست نکشد. هیچ کدام از این دو حالت کاملا درست نیست

 او نباید خودش را درشما ذوب کند زیرا ازدواج برده داری نیست و نباید آنقدر قاطع باشد که شما نتوانید بااو احساس همدلی و همراهی کنید در عین حال درست هم نیست که شما بخواهید همسرتان را شبیه خودتان بکنید. ممکن است دوست داشته باشید همسرتان نوع خاصی از لباس‌ها را بپوشد و یا طرزفکرش را در برخی از زمینه‌ها غلط بدانید و در واقع حق با شما باشد. در گام نخست این شما هستید که باید این ویژگی را دراو بپذیرید و پله‌پله سعی کنید او را به سمت یک تغییر درست هدایت کنید.

اگر شما معتقدید همسرتان باید تغییرات زیادی در طرز فکر یا رفتارش بدهد به جای اینکه او را مجبور کنید تا عوض شود یک لحظه باخودتان فکر کنید که آیا اصلا این آدم مناسب من بود و یا من یک چنین همسری می‌خواستم؟، «آیا من پرتوقع نیستم؟ آیا خودم ظرفیت چنین تغییراتی رادارم؟»

نکته مهم: با لجبازی اشتباه همسرتان را تلافی نكنید

گاهی یكی از زوجین به علت عدم درك و تجربه كافی كار اشتباهی را مرتكب می شود در این میان اگر با لجبازی در صدد انتقام گرفتن باشیم و این اشتباهات را به دیگران بگوییم زندگی خود را به دست خود تباه كرده ایم.

زناشویی با کیفیت بالاباهم باشید: لابد با خودتان می‌گویید که چه توصیه پیش پاافتاده‌ای است. اما شما حتما نمی‌دانید که زندگی زناشویی-می تواند چگونه دچار عادت و یک نواختی شود و بین شما و همسرتان فاصله بیفتد. البته این توصیه بسیار فراتر از وقت گذرانی یا خوش گذرانی‌های هرروزوشب است. زن و شوهرهای خوشبخت و سالمی هستند که ماههای طولانی بخاطر شرایط کار یا موقعیت اجتماعی از هم دورمی مانند اما هرگز احساس نمی‌کنند بین آنها فاصله عاطفی وجود دارد و بسیار زن وشوهرها هستند که هرشب درکنارهم، از فاصله‌ای که در رابطه شان وجوددارد آزار می‌بینند.

این توصیه که درکنار هم باشید و باهم وقت بگذرانید به این معنی نیست که با همسرتان در یک خانه زندگی کنید و برای یک تفریح باهم به رستوران بروید. این توصیه به شما پیشنهاد می‌کند تا از لحاظ عاطفی و احساسی درکنار همسرتان قرار بگیرید و به کیفیت رابطه توجه کنید.

هر دوباهم برای اهداف و برنامه‌های مشترک وقت بگذارید: یک رابطه سالم از شما طلب می‌کند تا درباره اهداف شخصی و اهداف مشترک با همسرتان همگام و هم سو باشید. اگر اهداف شخصی و تصور همسرتان از اهداف مشترک را نمی‌دانید از او سوال کنید.

دربهترین و درست‌ترین حالت، شما و همسرتان باید برای رسیدن به اهداف یکدیگر تلاش کنید. آیا او دوست دارد به سفرهای ایرانگردی و جهان گردی برود؟زمینه‌هایی فراهم کنید تا این خواسته، تحقق پیدا کند. آیا شما دوست دارید تحصیلات تان را تا آنجا که می‌شود، ادامه بدهید؟ازاو بخواهید کمکتان کند تا به هدفتان نزدیک‌تر شوید.

اگر علایق همسرتان، موضوع و دغدغه فکری شما نیست نباید او را محدود کنید و مانع تراشی کنید. همین که با خواسته‌ها و اهداف همسرتان مخالفت کنید مشکلات جدیدتر و پیچیده تری سرراه زندگی‌تان سبز خواهد شد

فقط تصور کنید که او نخواهد شما به اهدافتان برسید و یا آنها را مسخره کند، چه واکنشی نشان خواهید داد؟

به جای متهم كردن باید سۆال پرسید

زوجین باید به جای پیش داوری و طرح مسائل اختلاف برانگیز از یكدیگر سۆال كنند كه به چه علت این كار را كردی و در این موقع پاسخ طرف مقابل نه تنها ما را از شك خارج می كند بلكه به راحتی مشكلی كه به علت درك اشتباه ما به یك موضوع بغرنج تبدیل می شد دیگر حل شده است.

مسائل خانوادگی در نزد دیگران مطرح نکنید

زن و شوهر باید این را بپذیرند كه یك خانواده تشكیل داده اند و خودشان در حل مسائل خانه آگاهتر از هر كسی هستند و پدر و مادر آنها چون در منزل آنها نیستند شاید با درك غلط خود آن مسائل را نه تنها حل نكرده بلكه آن موضوع را حاد و پیچیده تر می كنند و در این میان همسرمان نیز دیگر رابطه صمیمی با ما برقرار نمی كند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:13  توسط علی منتظری  | 

 

دروغ

اگر قصد اصلاح جامعه را داریم باید بیماری و میکروب را هدف بگیریم نه خود بیمار را. یکی از بزرگترین بیماری های جامعه ما این است که ما ایرانیان دروغگو هستیم، باید دروغ نگفت و با دروغگویی مبارزه کرد.

دروغ بزرگ ، اصطلاح و تکنیکی در پروپاگاندااست،آدولف هیتلر در کتاب نبرد من، می‌گوید مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند  و  «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند».

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:

«اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 7:51  توسط علی منتظری  | 


 

 

امپرسیونیسم

در سال ۱۸۷۴ گروهی از نقاشان و مجسمه سازان، نمایشگاه گروهی را در پاریس برگزار کردند که باعث شکل گیری نهضتی با نام “امپرسیونیسم” شد. در میان بنیان گذاران گروه هنرمندانی چون: کلود مونه، ادگار دگاس و کامیل پیسارو وجود داشتند.
اعضای گروه با مستقل شدن از مجمع رسمی سالیانه که شامل هیئت ژوری از هنرمندان منتخب آکادمی هنرهای زیبا بود، متحد شدند و با وجود شیوه متفاوتی که در ارائه نقاشی هایشان داشتند، در جامعه به عنوان یک گروه مستقل و جدید ظاهر شدند. درحالیکه منتقدان سنتی آثار آنان را طراحی های نیمه تمام خواندند و به باد انتقاد گرفتند، نویسندگان مترقی تر، آنها را بخاطر نحوه نمایش زندگی مدرن مورد ستایش قرار دادند. برای نمونه، ادموند دورانتی در مقاله ای به نام ” نقاشی مدرن” در سال ۱۸۷۶ نحوه نمایش آنان از یک موضوع معاصر را شیوه ای بدیع و مناسب و انقلابی در نقاشی عنوان کرد.
افراد گروه از انتخاب نامی برای این شیوه که دلالت بر نوعی اتحاد یا سبک باشد دوری می کردند با این حال بعضی هایشان نامی را که در آخر برایشان در نظر گرفتند و به آن شناخته می شدند یعنی ” امپرسیونیست ها” را پذیرفتند. امروزه آثار آنها با ویژگی هایی چون مدرن بودن و محتوایی در جهت مخالف شیوه های سنتی، تلفیق تکنیک ها و ایده های جدید و نوع بیانشان از زندگی مدرن، شناخته شده اند.
تابلویی از کلود مونه با نام “Impression, Sunrise” که در سال ۱۸۷۴ به نمایش درآمد، باعث انتخاب نام امپرسیونیسم برای این آثار شد زیرا منتقدی به نام “لوییز لروی” این اثر را یک طراحی نیمه تمام و یک “تاثیر” خواند و نه یک نقاشی و از آن انتقاد کرد! این نام، شیوه ای را که اکثر نقاشان مستقل از آن استفاده می کرد، نشان می داد: ضربه های کوتاه و بریده قلم مو که اشکال و رنگهایی خالص و مخلوط نشده به دست می دهد و بر تاثیر نور در نقاشی تاکید می کند.
آنها سایه روشن ها را با رنگ های دیگری غیر از سفید و خاکستری و سیاه نمایش می دادند. استفاده آزاد و رهای انها از قلمو اثری ناگهانی و بی قید و بند بر روی تابلو داشت که غالباً کل کار و ترکیب بندی را می پوشاند. مانند تابلوی “Allée of Chestnut Trees” از آلفرد سیسلی در سال ۱۸۷۸. این شیوه ی به ظاهر اتفاقی با استقبال گسترده ای مواجه و حتی در مجمع سالیانه، به عنوانی زبانی جدید از نمایش زندگی مدرن شناخته شد.
علاوه بر تکنیک افراطی آنها، رنگهای روشن پرده های نقاشی امپرسیونیسم چشمها را که تا آن زمان به رنگهای سنگین نقاشی های آکادمیک عادت داشت، می زد. آنها از لایه ضخیم رنگ طلایی که نقاشان برای ملایم کردن اثر خود روی بوم میکشند، نیز استفاده نمی کردند. نقاشی ها بخودی خود بسیار روشن بودند. قرن نوزدهم شاهد گسترش ترکیب رنگهای جدیدی در هنر نقاشی بود، سایه هایی با آبی روشن، سبز و زرد که نقاشان تا پیش از آن هرگز استفاده نکرده بودند. برای مثال ادوارد مانه در سال ۱۸۷۴ در تابلوی نقاشی “Boating ” به طور وسیعی از آبی نیلگون و ترکیبی از آبی سیر استفاده کرده است. کادربندی عجیب، ترکیب بندی متاثر از ژاپنی ها، قایقرانی شیک پوش و دستیار او با فرمی مدرن، و استفاده از مواد متعدد در نقاشی از ویژگی های دیگر این تابلوست.
استفاده از محیط های روستایی و حومه شهر پاریس، موضوع مورد علاقه نقاشان امپرسیونیسم خصوصاً کلود مونه و پیرآگوست رنوار بود. خیلی از آنها برای نقاشی چند ماه یا یکسال را خارج از شهر می گذراندند. خطوط راه آهن که به تازگی در خارج از پاریس تاسیس شده بود، بسیاری از پاریسی ها را در آخر هفته ها به حومه شهر می کشاند. بعضی از انها ترجیح می دادند بر زندگی روزانه مردم بومی دهکده تمرکز کنند و بعضی دیگر به زندگی کسانی که برای تعطیلات به دهکده می آمدند و از زندگی مدرن فاصله می گرفتند.
شاید پایگاه اولیه مدرنیته در اواخر قرن نوزده خود شهر پاریس بود، که در بین سالهای ۱۸۵۳ تا ۱۸۷۰ در زمان ناپلئون سوم نوسازی شد. فرمانده ارشد او به نام “بارون هوسمن” پروژه ها را هدایت می کرد و دستور به تخریب ساختمانهای قدیمی داد تا فضایی بازتر، پاکیزه تر و ایمن تر برای پاریس ایجاد کند.
یکی دیگر از اتفاقاتی که به چهره جدید پاریس کمک کرد، محاصره شهر در جنگ Franco-Prussian در سال ۱۸۷۰-۱۸۷۱ بود که باعث بازسازی شهر تخریب شده، گردید و در این زمانی هنرمندان امپرسیونیست چون پیسارو و گوستاو کایلبوت تابلوهایی از چهره جدید شهر خلق کردند. انها از سبک خود برای به تصویر کشیدن بلوارهای عریض، باغهای عمومی و ساختمانهای بزرگ استفاده کردند. گروهی دیگر بر زندگی کارگران، خواننده ها، رقاص ها وگروهی برلحظه های کوتاه و گذرای زندگی شخصیت هایی که مشاهده می کردند، تمرکز می کردند.
این جمع، در بین سالهای ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ ،۸ نمایشگاه گروهی برپا کردند، اما بعدها عواملی چون محاصره پاریس، اختلافات سیاسی و فلسفی، باعث جدایی تعدادی از اعضا شد و تغییرات زیادی بین افراد گروه به وجود آورد.
تنوع زیاد و اشکال زیادی که در این نهضت به وجود آمد، ارائه تعریفی دقیق از امپرسیونیسم را مشکل می سازد. زندگی این مکتب مانند تاثیرات نوری که در تابلوهایشان خلق می کردند، کوتاه و گذرا بود اما حرکت این نهضت و نتایج آن و رویکرش به مدرنیته، بعدها مانند سکوی پرشی برای هنر پیشروی اروپا شد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:20  توسط علی منتظری  | 


سیدرضی چه کسی است ؟

ابو الحسن محمّد ابن ابى احمد، حسين ابن موسى ابن محمّد ابن موسى ابن ابراهيم ابن موسى ابن جعفر ابن محمّد ابن علىّ ابن الحسين ابن على ابن ابى طالب (عليهم السّلام) معروف بسيّد رضىّ (رضوان اللّه تعالى عليه) است.

پدر بزرگوارش ابو احمد ملقّب به الطّاهر ذى المناقب در دولت بنى العبّاس و بنى بويه جليل القدر و صاحب منزلت بود، بهاء الدّوله او را الطّاهر الأوحدى خطاب ميكرد و در نزد او بالاترين مراتب و مقامات را حائز گشته، زيرا همه صفات پسنديده در او موجود بود، در مدّت زندگانيش (نود و هفت سال) پنج مرتبه بر طالبيّين حكومت كرد.

مادر سيّد رضىّ (رحمهما اللّه) فاطمه دختر حسين ابن حسن ابن علىّ ابن حسن ابن علىّ ابن عمر ابن علىّ ابن الحسين ابن علىّ ابن ابى طالب (عليهم السّلام) است، جدّ مادرش ابو محمّد حسن ابن علىّ ابن حسن به النّاصر للحقّ ملقّب گشت، عالم و اديب و شاعر و زاهد و شيخ طالبيّين بود، براى او جنگهاى بزرگ با سامانيان پيش آمد، وفاتش به سال سيصد و چهار در طبرستان و مدّت زندگانيش هفتاد و نه سال بود.

بهاء الدّوله ابو نصر ابن بويه بسيّد رضى كه از پدر و مادر بزرگ زاده بود رضىّ ذى الحسبين لقب داد و او را الشَّريف الأجلّ خطاب ميكرد، در سال سيصد و پنجاه و نه در بغداد بدنيا آمد و در بامداد يكشنبه ششم محرّم الحرام سال چهار صد و شش دنيا را بدرود گفت و بتشييع جنازه و نماز او جميع اعيان و اشراف و قضات حاضر شدند و با تجليل و احترام بسيار فخر الملك وزير بهاء الدّوله بر او نماز خوانده در بغداد در محلّه كرخ در خانه خودش دفن نمودند، چنانكه عقيده بسيارى از مؤلّفين و نويسندگان مى‏باشد، و ممكن است جنازه او را در اوّل امر در خانه‏اش امانت سپرده پس از آن انتقال داده باشند بمشهد كاظمين (عليهما السّلام) جائيكه الان مشهور بقبر سيّد مرتضى و سيّد رضى است.

سيّد رضى، مردى عالم و فاضل و شاعر و از نجباى سادات عراق و اشعر شعراى طالبيّين بود، در زمان حيات پدرش مقام و منزلت او به آن جناب واگزار شد در حالتى كه بيست و يك سال بيشتر نداشت، ده ساله بود كه به سرودن شعر شروع كرد و پس از سى امين سال زندگانى‏ قرآن كريم را در مدّت كمى حفظ كرد، بسيار بلند همّت و شريف النَّفس بود، و از هيچكس صله و جائزه قبول نمى‏كرد حتّى صله‏هاى پدرش را به صاحبانش بر مى‏گرداند، بنى بويه اصرار داشتند كه صله از آنان بپذيرد و ليكن او جائزه‏هاى آنها را ردّ ميكرد، از جميع علوم و محاسن حظّ و بهره بسيار داشت، در طفوليّت معلّمى مانند شيخ مفيد (عليه الرَّحمة) باو و برادرش ابو القاسم علىّ مرتضى، علم الهدى (رحمهما اللّه) نصيب گرديد.

شارح معتزلى ابو حامد عبد الحميد ابن هبة اللّه مداينىّ مشهور بابن ابى الحديد در شرح بر كتاب نهج البلاغه چنين نوشته: شيخ مفيد ابو عبد اللّه محمّد ابن نعمان فقيه امامىّ شبى در خواب ديد در مسجد خود واقع در كرخ نشسته، ناگاه فاطمه (عليها السّلام) دختر رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با حسن و حسين (عليهما السّلام) كه هر دو صغير بودند وارد شد و فرزندان خود را تسليم شيخ كرده فرمود: فقه را بايشان بياموز، پس به شگفت تمام از خواب بيدار شد، و در بامداد همان شب فاطمه بنت الحسين ابن الحسن النّاصر داخل مسجد گرديد و در اطراف او كنيزان بودند و دو فرزند صغيرش محمّد رضى و علىّ مرتضى در جلو او بود، شيخ ايستاده بر او سلام كرد، فاطمه گفت: اى شيخ اين دو فرزندم را نزد تو آورده‏ام تا فقه بآنها بياموزى، شيخ گريه كرده خواب خود را براى او نقل نموده تعليم و تربيت آن دو بزرگوار را متكفّل شد، و ابواب علوم و فضائل را بر وى آن دو بزرگوار گشود بطورى كه شهره آفاق شده آثارشان جاويدان باقى و برقرار ماند.

سيّد رضى با اينكه بيش از چهل و هفت سال زندگانى نكرد كتابهاى بسيارى تأليف نمود كه مشهورترين آنها نهج البلاغه است، و ما اكنون عين عبارات آنرا از روى نسخ صحيحه با اعراب درست و بدون غلط نقل و در هر فصلى ترجمه و شرحش را به فارسى سليس و روان بيان مى‏نماييم،[1]

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:1  توسط علی منتظری  | 

مکتب  اگزیستانسیالیم (اصالت وجود)
اقای مارتین هایدگر بزرگ ترین فیلسوف  ان بوده است .
این مکتب عقیده دارد اول وجود  بوده بعد ماهیت وشکل ما بوجود می اید.ایشان معتقد است :انسان دوحقیقت دارد یکی کاذب ویکی واقعی است  .در واقع حقیقی وغیر حقیقی .
منظور این است که انسان ها سقوط کردندوهبوت را قائل نیستند وقبول ندارند به خاطر گناهی که انجام دادند.
اما ما اعتقاد داریم اول انسان ها هبوت کردند وحضرت ادم گناه نکرده.
این مکتب معتقد است نباید با انسان نشست وبرخاست کرد ودر واقع تودهای شدن وبا مردم شدن کاری است منفی
است.همانند چند غذا که کنا ر هم باشد هیچ کدام مزه خودرا حفظ نمی کند.

دراین مکتب ازادی کامل با انسان است ومحور فقط انسان است وانسان هر راهی برود سعادت مند است.
از خود بیگانگی یا با خود بیگانگی :هگل فیلسوف المانی نظریه ای را بیان نمود که طبق ان اگر انسان بخواهد به سعادت برسد باید سه مرحله را طی کند
1-با خود یگانگی 2- از خود بیگانگی 3- با خود بیگانگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:21  توسط علی منتظری  | 

افسانه
اولین موجود اهورا مزدا.بعداز ان کیومرث به همراه یک گاو.
بعداز مرگ کیومرث در زمین درکانی های گران قیمت فرو می رود.یک قطره از کیومرث دو شاخه ریواس روئید.
سپس فرحه از اسمان امد ودر وجود ان شد.
مشی ومشیانه(اولین زن ومرد)از نتیجه این رویش است.برای همین است که مجردها در روز سیزده بدر برای پیوند خودشان دو شاخه نارس سبزه را به هم پیوند می زنند.
چهارشنبه سوری : یک نوع فرافکنی است .سال به دوازده ماه است.در 5 روز اخر سال پنج شنبه گم شده است.
برای همین این 5روز را جشن می گرفتندوپایان 5روز ارواح به زندگی می امدند وبرکت میدادند

اتش چهارشنبه سوری :فلسفه روشن کردن اتش در شب چهارشنبه سوری برای این است که ارواح راه را گم نکنند وخانه را روشن ببیند.
گرد وخاک :مظهر اهریمن گرد وخاک است برای همین قبل از ورود ارواح خانه تکانی را انجام می دادند تا خانه از وجود گرد وخاک که مظهر اهریمن است پاک  کنند.
سفره هفت سین : چیدن سفره هفت سین برای این است که ارواح سر سفره بنشینند وبرکت بدهند
قاشق زنی :در واقع نقش یک روح را بازی می کند که لباس مشکی وپوشیده ای دارد.
اخری جمعه شب سال :فانوس روشن کرده مراسم شال را اجرا می کردنند تا ارواح درست فرود بیایند

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 9:40  توسط علی منتظری  | 

مدیریت روابط عمومی2

هرم نیازهای مازلو:1-فیزیکی2-اجتماعی3-احترام4-خود شکوفائی
نکته:هیچ رفتاری بی دلیل نیست.
مهارت های مدیران 1-ادراکی 2-انسانی 3-فنی
نکته :منطقی ترین روش تغییر رفتار اموزش است.
اگر در مواضع خاصی افرادی دارای انتظار باشند ومدیر به انها پاسخ ندهد موجب کدورت خاطروگریز فرد را فراهم می کند.
دانشمندان معتقد هستند که انسانها در سه حالت روانی به یکدیگر نیازمند هستند 1-شادی2-غم-3-ابهام
نظریه وجودوارتباط ورشد الدفر:نیازهای انسان به صورت یک طیف است که به سمت بالا یا پائین حرکت می کند.
نظریه هرزبرگ :اگر بتوانیم کار رابرای کارکنان معنی دار وجذاب وجالب کنیم کارکنان بیشتر تلاش می کنند.
نظریه عدالت :ادامز معتقد است افراد تمایل دارند با انها عادلانه رفتار شودوپاداش ها مطابق تلاش های انها داده شود.
اجزا: 1-فرد 2-دیگران 3-دادها 4 ستادها
نظریه انتظار:ویکتور وروم معتقد است انگیزش فرد تابعی از ظرفیت وانتظار وسودمندی است.
نظریه تقویت :رفتار بااستفاده از تقویت مثبت ومنفی وتنبیه خاموش سازسی قابل کنترل است.
الگوی y,xمک گریگور.
ارجایگریس:دو نوع رفتار را ارائه کرد وتکمیل کننده نظریه مک گریگوری بود.1-الگوی دستوری 2 –الگوی حمایتی.انسانها به دو دسته تقسیم شدند 1- رشد یافتگی 2- رشد نیافتگی.
اریک برن:روان شناس المانی در تحلیل تعامل معتقد است شخصیت افراد مجموعه ای از رفتارهای اوست.این رفتارهادرسه حالت من کودک ومن بالغ ومن والد می باشد.افراد سن روانی وسن جسمانی متفاوتی را دارند
من والد:جز ارزیابی کننده هاست که رفتارهای ارزشی ما را سبب می شود.
من بالغ:مشا رفتار منطقی وعقلانی ماست وخالی از احساسات وعواطف است .
من کودک:منشا رفتارهای عاطفی وکودکانه است.
واگنر معتقد است شخصیت سالم ان است که بین سه حالت والد وبالغ وکودک خوش حال موازنه ایجاد کند.
مدل نظریه زندگی لوئی هریس:
1- نه من خوبم نه تو خوبی  2-من بدم وتو خوبی 3-من خوبم وتوبدی 4-من خوبم وتو خوبی .
که بعد چهارم دارای ارتباط است.
چارلز هندی معتقداست که مدیریت چهار تیپ دارد 1-زئوس مظهر فرهنگ باشگاهی است (پدر سالاری)
2-اپولو مظهر فرهنگ نقش هااست( انسان موجودی عقلانی است)
3- اتنا مظهر فرهنگ کار است وفقط تخصص به عنوان مبنای قدرت است .
دیونیسوس مظهر فرهنگ اگزیستانیسالیستی .برخلاف سه مرحله اول که فرد تابع سازمان است سازمان باید برای ایجاد رضایت در فرد کوشش کند.
ادگاردین شارمن معتقد است شخصیت انسانها عبارت است از 1-انسان عقلانی- اقتصادی 2-انسان اجتماعی 3-انسان خود یاب 4-انسان پیچیده
نظریه پنجره جو-هری. برای تحلیل سو ارتباط وعدم تفاهم کارکنان ومددیران این مدل توسط جو وهری تنظیم شد
1-من اگاه 2- من نهفته 3- من نابینا 4- من نااگاه
سه شخصیت تری گلین : تری گلین معتقد است که مدیران سه شخصیت دارند :
1-قاطع 2-پرخاشگر 3- سلطه پذیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:12  توسط علی منتظری  |